{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نرمیدم نگسستم
تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم
باز گفتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هر گز نتوانم نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم
نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از ان کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
دیدگاه ها (۳)

با دیدن چشمان تو زیبا شده شعرم...همرنگ غرلنامه ی نیما شده شع...

آن کَس که دل عاشق من برده ، بداندمرغ دل من ، رستن از این دام...

خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای توحیف که مانده پیش من، خا...

تاری از موی سرت کم بشود میمیرمأه گیسوی تو درهم بشود می میرمق...

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

عاشقانه های شبنم

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب راویزا نمی خواهد بیا! در مرزها غوغ...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

فیک تهیونگ

P¹⁰The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

𝖨 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗇𝗈 𝖼𝗁𝗈𝗂𝖼𝖾 ، 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍𝖯𝖺𝗋𝗍:③بخاطر اینکه حداقل از...

رومان عشق مافیا پارت 30از زبان ا/تضد عفونی کردن زخماش تموم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط