وقتی. عضو ۸ BTS

p²²
ات: سلامممممم[عربده ](خانوم امروز توی فاز عربده تشریف دارن )....
یون: چته بابا کر. که نیستم
ات: عهه فک کردم هستی
یون: بدو بدو حوصلتو ندارم زود جمعش کن برو
ات: باشه بابا غرغرو
زنگ. زدم به داداشم اون بهترین داداش دنیا. هست هیچ وقت سرم غر نمیزه
داداشم : بفرمایید ؟
ات: سلام اقا[صداشو تغیر داد]
داداشم : بله
ات: شما بردار خانم لی ات هستین؟
داداشم :بعد چطور؟ [خندشو کنترول میکنه ]
ات: لطفا بیایید‌جمعش کنید
داداشم : ات زیاد مسخره بازی در نیار تا الان۵ بار صدای خودت بود
ات: داداشییییی [صدای خودش ]
داداشم: جونمممم [اداشو درمیاره ]
ات: هیییییی
داداشم: هییییی
ات: اصلا خدافظ
داداشم: باشه باشه ببخشید
ات: پیش مامانی هستی ؟
داداش: من داخل اتاقمم مامان داخل حمومه
ات: باشه بابا کجاست ؟
داداشم : خوابه 😅
ات : اهان جیمز [داداش اخریه ] کجاست ؟
داداشم : انتظار داری کجا باشه داخل اتاق گیمره
ات: دستم بهش. برسه جرش میدم
داداشم: نمیایی ببینمیت. خانوم لی ؟
ات : چرا میام ولی. بابام جرم میده
داداشم : میدونی که درستش میکنم تازه ما همه خیلی دوستت. داریم حاضر نیستیم سر تک دخترمون اعصبی بشیم مگر اینکه دوست پسری چزی پیدا کنی
ات : بله میدونم ولی میشه کمکم. کنی بگم؟
داداشم: تو همیشه از من کمک میخوایی وَاَگرنه تو کی یه من زنگ میزنی
ات: افرین داداش خودمی
داداشم : خوب. یه بار باهاشون حرف بزن
ات: میخوام حرف بزنم دیگه
نکته : خانواده ی ات امریکایی هستن ولی ات باید به ارزوهاش میرسید رفت کره تا به ارزو هاش برسه
داداش : بابا داره صدام میکنه
ات: بهش. بگو با من حرف بزنه
داداش : باشه
داداشم : پدر یه نفر با شما کار داره
پدرم : این گوشیه تو هست چرا با من کار دارن ؟
داداشم : من از کجا باید بدونم؟
پدرم : بله بفرمایید
ات : اهم اهم. سلام اقا [ تغیر صدا]
پدرم: شما ؟
ات : من .....[ صدای خودت ] دخترتون لی ات هستم
پدرم با خوشحالی : سلام دخترمممم[ذوق ]
ات: سلام پدر
پدرم: خوبی. دختر. تو کجایی ؟
ات: عالیم. پیش دوستم
پدرم : خوبه شنیدم چه کسی شدی. بهت افتخار میکنم بانو زیبا
ات : مچکرم. مستر
پدرم:. افرین دختر خودمی. راستی نمیخوایی بیایی پیش ما؟
ات: نمیدونم
پدرم : راستش. خیلی دلمون برات. تنگ شده
مادر اومد : کیه ؟
پدرم : لی ات
مادرم : جدی بده منم با یکی یه دونم حرف بزنم
جیمز : جدی. ابجییییی
لوکاس [داداش وسطیش ]: هییی فسقلی تو کی بزرگ شدی ما نفهمیدیم ؟ .
جک داداش اولی که سرت غر نمیزد : وقتی بهت میگم چیزی نمیشه باور کن
ات: همتون فال گوش وایساده بودید؟
همه : بله
جیمز : بابا من همش داری برای یه تماس تو جون میدیما
ات: تو یکی. چیزی نگو برو گیمتو بزن
جیمز : بخدا میرما
ات: باشه بابا اشتباه گفتم
مادرم : کی میایی ؟
ات:نمیدونم شما نمیاید؟
همه : نمیدونم
ات: پس منم نمیدونم دیگه ازم نپرسید
همه : باشه
ات: این شماره ی منه به کسی ندیدید و اممممم راستی من دیگه باید برم
جک: اتاقتو نشونم بده پسری نیست
ات: باشه
اتاقو نشون. دادی
پدرم: افرین دختر خوبم
ات: پدر من از دوست پسر خوشم نمیاد چرا شک دارید ؟
مادرم: دخترم پاکه
ات: مرسی مامان
ات: من باید برم فعلا
همه: فعلااا
یون: داداش از کجا فهمدی میخواد چک کنه؟
ات: دیگه دیگه
یون :مامانت نمیدونه تو چه عنی هستی
ات: خفه بابا. میایی بریم شهر بازی ؟
یون: کارت این. بود؟
ات: یس نمیایی نیا دیگه زرو زر. نکن ک
یون کی بیلیت بگیره ؟
توی چشمای هم نگاه کردیدم و سریع سنگ کاغذ قیچی کردیم و اون برد

ما وقتی که سر حساب کردن میشه سنگ‌کاغذ قیچی میکنیم شانس کی نیست



اصلا راضی نیستم میخوایید تمومش کنم‌؟
دیدگاه ها (۵۴)

marry without love

پارت یک و اینو بگم که ات ۲۳ سالشه و جیمین هم ۲۳، ...

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

به زیباییه مشکی

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

مربی موتور سوار

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

P16خونه فورجر ها انیا:من اومدم یور:خوش اومدی اندر:تا این مقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط