مربی موتور سوار
part 23
ات ویو .
حاضر شرم به خونه بابا اینا رسیدم وارد شدم و سلام دادم و نسشتیم مشغول حرف زدن بودیم که بابام گفت راه بیوفتیم راه افتادیم و رفتیم وقتی رسیدم با ورودمون همه نگاها به ما جمع شد
یه مرد کت و شلوار و کاملا شیک و با چهره ی اشنا اومد نزدیک و رست پدرم رو گفت و با خوشرویی بهمون خوشامد گفت چند لحظه بعد یه جای مناسب پیدا کردیم و وایساده بودیم چشمم میچرخید که رئیس رو با یه دختر دیدم اونم منو دید و با اخم ریزی اومد نزدیک
ته . سلام اینجا چیکار میکنی؟
ات . سلام عاا به اصرار پدرم اومدم برای همین ازتون مرخصی خواستم
ته . تو گفتی کار دارم نگفتی میخوای بیای پارتی
ات . نه خب
تا خواست حرفی بزنه دختره اومد نزدیک
* . عشقم ایشون کیه ؟
ته . بع
ات . سلام من ات هستم شاگرد و منشی جناب کیم و شما ؟
* . من عااا دوست دختر تهیونگم خوشبختم شما خیلی خوشگلی
ات . به همچینین شما که زیبا ترید بانو
ات با خوشرویی با دختره رفتار کرد و چند لحظه بعد پسری اومد نزدیک ات و مثل اینکه گارسون بود که مشروب و ... بخش میکرد
_ . خانم بفرمایید
ات یه شراب برداشت و پسره یه کاغذ داد تو دستش که گفت یه آقایی داد گفت بدم به شما
ات گفت و بازش کرد بدون توجه بهش انداختش داخل اشغالی و با ارامش شروع کرد به خوردن شراب قرمزش تهیونگ که تمام این صحنه رو دیده بود با چشمای خیره و خمارش به ات نگاه میکرد
چند لحظه بعد جیهوپ اومد نزدیک ات
جیهوپ . عشق داداش برقصیم ؟
ات . عه وا چه عجب
جیهوپ . برقصیم ؟
ات . بله 🎀
ات و جیهوپ شروع کردن به رقصیدن
.
.
.
ادامه دارد ....
ات ویو .
حاضر شرم به خونه بابا اینا رسیدم وارد شدم و سلام دادم و نسشتیم مشغول حرف زدن بودیم که بابام گفت راه بیوفتیم راه افتادیم و رفتیم وقتی رسیدم با ورودمون همه نگاها به ما جمع شد
یه مرد کت و شلوار و کاملا شیک و با چهره ی اشنا اومد نزدیک و رست پدرم رو گفت و با خوشرویی بهمون خوشامد گفت چند لحظه بعد یه جای مناسب پیدا کردیم و وایساده بودیم چشمم میچرخید که رئیس رو با یه دختر دیدم اونم منو دید و با اخم ریزی اومد نزدیک
ته . سلام اینجا چیکار میکنی؟
ات . سلام عاا به اصرار پدرم اومدم برای همین ازتون مرخصی خواستم
ته . تو گفتی کار دارم نگفتی میخوای بیای پارتی
ات . نه خب
تا خواست حرفی بزنه دختره اومد نزدیک
* . عشقم ایشون کیه ؟
ته . بع
ات . سلام من ات هستم شاگرد و منشی جناب کیم و شما ؟
* . من عااا دوست دختر تهیونگم خوشبختم شما خیلی خوشگلی
ات . به همچینین شما که زیبا ترید بانو
ات با خوشرویی با دختره رفتار کرد و چند لحظه بعد پسری اومد نزدیک ات و مثل اینکه گارسون بود که مشروب و ... بخش میکرد
_ . خانم بفرمایید
ات یه شراب برداشت و پسره یه کاغذ داد تو دستش که گفت یه آقایی داد گفت بدم به شما
ات گفت و بازش کرد بدون توجه بهش انداختش داخل اشغالی و با ارامش شروع کرد به خوردن شراب قرمزش تهیونگ که تمام این صحنه رو دیده بود با چشمای خیره و خمارش به ات نگاه میکرد
چند لحظه بعد جیهوپ اومد نزدیک ات
جیهوپ . عشق داداش برقصیم ؟
ات . عه وا چه عجب
جیهوپ . برقصیم ؟
ات . بله 🎀
ات و جیهوپ شروع کردن به رقصیدن
.
.
.
ادامه دارد ....
- ۱۰.۹k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط