رفتم دکتر آمپول بزنم، گفتم: این آمپولُ رو برام بزن.دکتر گ

رفتم دکتر آمپول بزنم، گفتم: این آمپولُ رو برام بزن.دکتر گفت: تورج!!گفتم: من تورج نیستم!گفت: چرا تورج؟؟ گفتم: آقا، من محسن هستم، تورج نیستم!!گفت: حرف نزن محسن، باید بزنم به تورج!!گفتم: آمپول ماله منه، چرا بزنی به تورج؟؟گفت: خیلی حرف میزنی، باید بزنم تورج!!یکم فکر کردم، گفتم: بگو رگ! گفت: رج!!گفتم: حالا بزن تورج!!!(laugh)(laugh)(laugh)(laugh)(laugh)(laugh)(laugh)(laugh)
دیدگاه ها (۵)

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

اجبار به بدبختی پارت ۲۱

فیک جونگکوک

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_22🍷🎸چیزی نیست دختر.....

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

پنهان عشق

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط