بچه که بودم خیال می‌کردم همه چیز مال من است، دنیا را آفری

بچه که بودم خیال می‌کردم همه چیز مال من است، دنیا را آفریده اند که من سرم گرم باشد، آسمان، زمین، پدر، مادر، درخت ها، اسب ها، کالسکه‌ها و حتی آن گنجشک‌ها برای سرگرمی من به وجود آمده اند.
بعدها یکی یکی همه چیز را ازم گرفتند.

📚: #سال_بلوا

°°°
🖇: غمگین ترین جمله چند روز اخیر زندگیمو از یه پیرمرد تو تاکسی که تا یه جایی هم‌مسیر بودیم، شنیدم
میگفت: " برف کجا بود؟! برف دیگه قدیمی شده "
ولی نکنه واقعا برف قدیمی بشه:')

🖇این کوچه مثه کمدِ #نارنیا واسه من عمل میکنه به تهش که نگاه می‌کنم من‌ و می‌بره به یه دنیای دیگه. تنها فرقش اینه که جسمم رو به روی کوچه بی حرکت می‌ایسته ولی روحم تو زمان گذر میکنه میره تا تو یکی از روزای کودکی وایسه و آروم بگیره.

°
1403/11/26
#برف
دیدگاه ها (۲)

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

پارت ۷

چند پارتی درخواستی

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

معرفی اوسی/oc/آرت جدید/حمایت?

part : 10÷ روز بخیر بانوی من ... بفرمایید داخلدر کالسکه رو ب...

پارت ۳۷

عاشقانه های شبنم

🖤 پارت ۴۴ | «ورود»کوک اولین نفری بود که وارد ساختمان شد.لانا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط