یه جمع دخترونه:

یه جمع دخترونه:
اولی: میگما...شیما رو دیدین که دماغشو عمل کرده؟
دومی: اون که دماغ نبود؛ خرطوم فیل بود‏!
همه: هرهرهرهر...آره به قرآن
سومی: خوب شد رفت دماغشو عمل کرد وگرنه کی می اومد اینو بگیره‏!
اولی: دیدین چطور با فیس و افاده راه میره؟ دختره تازه به دوران رسیده‏!
چهارمی: آره والا...انگار که دختر شاه پریونه؛ با اون لباسای زشتش
دومی: آره منم موافقم ولی اون لباس سبز ش خیلی خوشجله؛ منم میخوام یه دونشو بخرم‏!
پنجمی: آره...مخصوصا اون لباس بنفشه با اون گردنبنده خوشجله؛ واااای خییییلی با هم سته‏!
اولی: به هر حال بهتره که بره گم شه با این ادا و اطفاراش‏!
همه: آره آره
‏(در این وقت شیما خانم میرسه‏)
اولی: به به ه ه؛ سلااام شیما جوووون‏!‏ کجا بودی عزیزم؟ همین الان ذکر خیرت بود‏!
چهارمی: شیما جون بیا یه دقیقه پیش ما بشین؛ بگو این مانتو سبزه ت رو از کجا خریدی؟
دومی: میگما...عزیزم؛ دماغتو کجا عمل کردی؟ خیلی خوووشجل شده‏!‏ چقدر خرجت شد؛ آخه منم میخوام برم دماغمو عمل کنم‏!‏‏!
اولی: آره راست میگه؛ پیش پای تو داشتیم به هم میگفتیم شیما جون خوشجل بود؛ خوشجلترم شده‏!‏‏!‏
پنجمی: آره؛ راست میگه‏! آره؛ راست میگه‏!‏.‏
دیدگاه ها (۱۲)

Part ¹⁶ویو لیلی با این چیزی که از دهن مادر جون اومد بیرون شو...

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

مربی موتور سوار

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

کسخلان گروگان

رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط