*taekook*

part 1
مچ دستم رو جوری گرفته بود که حس میکردم هر لحظه ممکنه خورد بشه ! اصلا به تقلا و فریاد هام اهمیت نمیداد انگار خشم و خون جلوی چشماش رو گرفته بود هیچوقت باهام اینطور رفتار نکرد اون حتی تاحالا حتی سرم فریاد هم نزده بود ولی الان انگار یک آدمه دیگه بود دیگه تحمل نکردم و فریاد بلند تر زدم
_تهیونگ کافیه مچ دستم رو شکوندی مگه من چیکار کردم ها چرا اینطوری میکنی واقعا بهم اعتماد نداری...
که ادامه حرفش با داد تهیونگ همراه بود
_چرا به اون عوضی چسبیدی تو اونو بغل کردی حتی گونه اش رو بوسیدی سر حرص دادن من اونم بخاطر اینکه بهت تذکر دادم هااا جوابم رو بده
کلمات آخر رو با تمام وجود با حرص و فریاد گفت که کوک تو جاش وایساد و سکوت کرد بدنش می لرزید حق  با اون بود ! کوک خیلی زیاده روی کرده بود اونم تو موردی که تهیونگ خیلی حساس بود و تذکر زیادی بهش میداد که نزدیک پسری جز اون حق نداره بشه اونم هرروز این حرف رو تکرار میکرد !ولی کوک از بحث قبلیشان درحدی شاکی بود که دلش میخواد فقط حرصش بده نه به این فاجعه تبدیل بشه  چند دقیقه سکوت کرد میخواست کوک حرفی بزنه ولی صدایی نمی شد ازش دربیاد چون می ترسید به چشمای وحشی روبه روش نگاه میکرد تهیونگ هیچوقت اعصبانی از پسرکش نشده بود توی این ۶ ماهی که با پسر بیشتر از دو دوست بودن حتی با هم رابطه برقرار نکرده بودن چون کوک هنوز میگفت آمادگی نداره و تهیونگ چون عاشق پسر بود با اینکه خیلی میخواست ولی صبر داشت توی ۶ ماه آنقدر عاشق این پسر ظریف و بامزه با اون تیله های مشکیش بود که همه کار براش میکرد ولی کار امشب کوک خون جلو چشمانش انداخته بود و اختیاری روی خودش زیاد نداشت و البته نیمه مست بودنشم کم تاثیر نبود
تهیونگ وقتی جوابی از پسرک نگرفت محکم جوری که استخوان های پسر درحال شکستن باشه دستش رو گرفت و تا ماشین کشید و اصلا به ناله و فریاد پسرک اهمیت نمیداد اون امشب میخواست دیگه مال خودش بکنه اون پسر رو طمع و داشتن پسر الان تنها چیزی بود که شاید آرامش میکرد دیگه صبرش تموم شده بود و میخواست چه با همراهی پسرک و چه بدون اون باهاش اولین پیوندشون رو داشته باشه....

خب خب اینم از پارت اول تهکوک درخواستی امیدوارم خوشتون بیاد و اینکه ممنون برای حمایت اول اگه حمایت کنین پارت بعدی هم سریع تر می زارم 😊
شرط نمی زارم چون خوشم نمیاد .
والبته درخواستی دارین کامنت کنین از هرکدام از اعضا باشه اوکی سناریو هم باشه سریع تر می زارم و اینکه لطفا کم شیپ بگین ممنون میشم اگه تونستم می زارم.
لایک و کامنت فراموش نشه نظر صادقانه تون رو بگید بوس بهتون💞
دیدگاه ها (۹)

دنیای جونگ‌کوک با یک تماس تلفنی، کلاً زیر و رو شد. اون یه پس...

dark life = 40

ملکهٔ هفت گناه | پارت ۲ نگاه جونگ‌کوک روی آریا ثابت موند.آری...

شاگرد لوس من

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

بچه ها اگه یادتون باشه من اون اولا می خواستم یه فیک درباره ت...

🖤 اولین برخورد جونگ‌کوک و ا/تچند ماه قبل، توی یک مراسم خانوا...

معاملهp27پارت اسماتتهیونگ کوک رو براید استایل بلند کرد توی د...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

Heir of Light and Darknesspart : 19جونگ‌کوک هنوز دست تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط