{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{ عشق پارانوئیده }

{ عشق پارانوئیده }
part 9


جونکوک : وقت بخیر ..... امیدراوم که هیچ‌کس از بودن اون بیمار در این بیمارستان ناراحت نباشه چون ایشون هم مثله ما یه آدمه با اجازه رئیس مین جون من دکتر اون بیمار میشم
پچ پچ های همه به گوش می‌رسیدن اما دکتر جئون بدون گوش کردن به حرف های بقیه میکروفون اش را خاموش کرد بلافاصله مدیر آر ام شروع به حرف زدن کرد
آر ام : این خیلی خوبه تصمیمه خیلی خوبی گرفتین دکتر جئون
مین جون : پس دیگه چاره ای نیست بیمار پارانوئیده اینجا میمونه ........خسته نباشید میتونید دیگه به کاراتون برسید
جلسه به اتمام رسید همه یکی یکی از اتاق خارج میشدن
همه از اتاق خارج شدن جز اون دوست ها جونکوک به صندلی اش تکیه کرد
جونکوک : من حالش رو خوب میکنم
جین دست اش رو گذاشت رویه شونه اش و لب زد
جین : تو بهترین کاریو کردی
یونگی : به هر حال یه پارانوئیده ست
تهیونگ : روباه مکاره
جونکوک : دکتر کیم تو متخصص زیبایی صورت هستی مگه نه
تهیونگ : چی میگی پسر خود معلومه
جونکوک : پس زیبایی دورن مردم رو نمی‌بینی
تهیونگ : اوفف باشه حرفم رو پس می‌گیرم بریم ناهار بخوریم
....... وارده رستوران شدن میز شیش نفری رو پیدا کردن
بعد از نشستن... گارسون سمتشون اومد
جونکوک روبه دوستاش کرد گفت
جونکوک : من سفارش میدم..
گارسون : چی میل دارید
جونکوک : لطف کنید برامون خرچنگ با سس سویا توفو نرم آب پز شده بیبیمباپ
گارسون بعد از گرفتن سفارش ها اونجا رو ترک کرد
دکتر جئون که در فکر و خیال اون دختر بود که همه اونو به عنوان به روباه مکار میدونستن اما برای اون درمان کردنش باعث خوشحالیش میشد با صدای دوست اش از افکارش بیرون اومد
جین : به فکره اون بیماری
جونکوک : آره دارم فکر میکنم حتما یه حادثه ای اون رو به این وضع انداخته
جیمین : غذا رو آوردن
تهیونگ : نمیدوستم آنقدر گرسنته
جیمین : الان یه جراحی داریم باید یکم انرژی بگیرم
مشغول خوردن ناهار شدن جونکوک بعد از خوردن دو لقمه غذا از صندلی اش بلند شد بلافاصله سمته بایگانی رفت بعد از گشتن تویه قفسه ها پرونده ای نظرش رو جلب کرد پرونده ای به اسم روباه مکار رو برداشت
جونکوک : باید همین باشه ...
دیدگاه ها (۰)

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

قسمت دو

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۸ویو راوی تهیونگ...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁶تهیونگ با سرعت خودش رو به دانشگاه رسوند و مستق...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 16جین چند لحظه به اِما خیره موندجین:م...

پارت ۲۱ 🖤جیمین کنار پنجره ایستاد و چند لحظه به بیرون خیره شد...

### پارت سوم: فرار از سایه‌ی ملاقه!سکوتِ سنگین و پر از کششِ ...

پارت ۲۶

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط