قسمت دو

معلم کیفش را روی میز گذاشت و به کلاس نگاه کرد.
«قبل از شروع درس، بگم که یه دانش‌آموز جدید داریم.»
پسر قدمی جلو آمد.
«ایشون پارک جون‌هو هستن. از امروز به مدرسه ما منتقل شدن.»
جون‌هو با آرامش سرش را خم کرد.
«سلام.»
کلاس برای چند لحظه ساکت شد.
جون‌هو قدبلند بود، موهای مشکی مرتب و چهره‌ای جذاب و آرام داشت. چند دختر کلاس بلافاصله شروع کردند به پچ‌پچ کردن.
«خیلی خوشتیپه...»
«چشماش رو دیدی؟»
«فکر کنم از مدرسه قبلیش معروف بوده.»
جون‌هو هیچ واکنشی نشان نداد. حتی نگاهش را هم به سمتشان برنگرداند.
معلم نگاهی به صندلی خالی کنار مین‌جی انداخت.
«جون‌هو، برو کنار جئون مین‌جی بشین.»
جون‌هو به سمت صندلی رفت.
مین‌جی کمی خودش را کنار کشید تا برای او جا باز شود.
جون‌هو نشست و کیفش را کنار پایش گذاشت.
چند لحظه سکوت کردند.
بعد جون‌هو آرام گفت:
«سلام.»
مین‌جی نگاه کوتاهی به او انداخت.
«سلام.»
جون‌هو لبخند کوچکی زد.
«من پارک جون‌هو هستم.»
مین‌جی خیلی جدی جواب داد:
«می‌دونم. معلم گفت.»
جون‌هو چند ثانیه ساکت ماند.
«آره... درست می‌گی.»
مین‌جی لبخندش را پنهان کرد.
و این، اولین گفت‌وگوی ساده‌ی آن دو بود؛ گفت‌وگویی که هیچ‌کدامشان نمی‌دانستند قرار است سال‌ها بعد، هنوز به یادش بیاورند.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

partسکوت...فقط صدای نفس‌ها شنیده می‌شد.مین‌هو پوزخند زد.«اگه...

🖤 «پشت نیمکت آخر» — پارت ۱صبح دوشنبه، حیاط مدرسه مثل همیشه ش...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۱ یک هفته از ماجرای دانش‌آموز جدید گذ...

گربه ای در نیمکت کناری...

چند پارتی

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇15ویو هویج: یک هفته گذشت.یک هفته‌ای ک...

📖 قلدرِ منپارت اول | تازه‌واردصدای همهمه‌ی کلاس از چند دقیقه...

پارت ۳ #تو راز شب های منیصبح روز بعد، سوآ زودتر از همیشه از ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط