پارت 4
پارت 4
گوشیوبرمیدارم_
الو
الو
الووو
کسیحرفینمیزنهبعداز۵ثانيه قطعمیشه_
ویوتهیونگ:
تهیونگ آدرس اون دختره رو پیدا کردم
اسمش مین کایلی عه
همسن خودته
اهل انگلستانه
با یکی از دوستاش زندگی میکنه
تهیونگ شیشه تکیلای توی دستش رو میچرخونه_
خوبه دراگون
تهیونگ از جاش بلند میشه_
ویو کایلی_
یارو مگه کصخله بم زنگ میزنه ظر نمیزنه
ایشششش
کایلی لباساشو میپوشه و ب سمت سوپر مارکتی حرکت میکنه_
از توی قفسه سوپر مارکت اونیگیری و موچی و آب هندوانه نودل و کیمچی و دوگبوگی برداشتم_
میرم حساب میکنم_
میرم خونه و وسایل رو میچینم_
خسته میخوابم روی مبل_
بعد از ۳۰ مین بیدار میشم_
میشینم سر درس و مشقام_
چشمم ب گوشیم میخوره_
گوشیمو بر میدارم_
سلام خانم مین کایلی....بنده کیم تهیونگ هستم مایلید فردا بعد مدرسه ب ی کافی شاپ بریم؟
وادفاک واسه چی ب من پیام داده اصن لزومی نداره من باهاش برم کافه...
ولی خب عیبی نداره
براش مینویسم:سلام جناب کیم اگر فردا درسا آسون باشه حتما میام
گوشیمو پرت میکنم_
هرچییی میخونم تو مخم نمیره وای....
پرشزمانی:فردا
ویو کایلی
از خواب بلند میشم و یونیفرمم رو میپوشم و سریع میرم مدرسه_
میرم روی نیمکتم میشینم و سرمو میذارم روی میز_
یکی ی شیر توت فرنگی میذاره روی میزم_
اون تهیونگ بود
تیهونگ:بخور خوابو از سرت میپرونه
دخترایکلاسجیغمیکشن:واییمینکایلیییشانست خیلییی خوبههههه
ب تهیونگ نگاه میکنم_
عا...مرسی اوپا
لبخند_
ویو تهیونگ_
خیلی کیوت ازم تشکر کرد
کیفمو میزارم روی میز و ب کایلی نگاه میکنم_
امروز...امروز مال خودم میکنمش....
زنگ تفریح میخوره_
کایلی کتابشو بر میداره و میره حیاط و شروع ب خوندن میکنه_
تهیونگ کایلی رو تعقیب میکنه_
ویو تیهونگ_
دستای کایلی رو میگیرم_
میکشونمش طرف دیوار_
بین دستام گیرش ميندازم و توی چشماش نگاه میکنم_
ویو کایلی_
از اونجایی ک از تهیونگ خوشم میومد سریع لبمو گذاشتم رو لبش و دستمو بردم توی موهای نرمش و بهم ریختمشون
تهیونگ تعجب زده نگاهش میکنه و شروع میکنه ب بوسیدن کایلی و وحشیانه لب های کایلی رو میخوره_
تیهونگ کنترل خودش رو از دست میده و کایلی رو سریع میبره توی ون_
ویو کایلی_
یا تهیونگ میخوای چیکار کنی چرا منو اوردی توی ونت؟
تهیونگ:چونکهمیخوامتوروبرایخودمکنم!
باتعجبنگاهشمیکنم
آروم آروم دکمه های لباسم رو باز میکنم و کایلی رو روی صندلی میشونم
ادامه دارد
گوشیوبرمیدارم_
الو
الو
الووو
کسیحرفینمیزنهبعداز۵ثانيه قطعمیشه_
ویوتهیونگ:
تهیونگ آدرس اون دختره رو پیدا کردم
اسمش مین کایلی عه
همسن خودته
اهل انگلستانه
با یکی از دوستاش زندگی میکنه
تهیونگ شیشه تکیلای توی دستش رو میچرخونه_
خوبه دراگون
تهیونگ از جاش بلند میشه_
ویو کایلی_
یارو مگه کصخله بم زنگ میزنه ظر نمیزنه
ایشششش
کایلی لباساشو میپوشه و ب سمت سوپر مارکتی حرکت میکنه_
از توی قفسه سوپر مارکت اونیگیری و موچی و آب هندوانه نودل و کیمچی و دوگبوگی برداشتم_
میرم حساب میکنم_
میرم خونه و وسایل رو میچینم_
خسته میخوابم روی مبل_
بعد از ۳۰ مین بیدار میشم_
میشینم سر درس و مشقام_
چشمم ب گوشیم میخوره_
گوشیمو بر میدارم_
سلام خانم مین کایلی....بنده کیم تهیونگ هستم مایلید فردا بعد مدرسه ب ی کافی شاپ بریم؟
وادفاک واسه چی ب من پیام داده اصن لزومی نداره من باهاش برم کافه...
ولی خب عیبی نداره
براش مینویسم:سلام جناب کیم اگر فردا درسا آسون باشه حتما میام
گوشیمو پرت میکنم_
هرچییی میخونم تو مخم نمیره وای....
پرشزمانی:فردا
ویو کایلی
از خواب بلند میشم و یونیفرمم رو میپوشم و سریع میرم مدرسه_
میرم روی نیمکتم میشینم و سرمو میذارم روی میز_
یکی ی شیر توت فرنگی میذاره روی میزم_
اون تهیونگ بود
تیهونگ:بخور خوابو از سرت میپرونه
دخترایکلاسجیغمیکشن:واییمینکایلیییشانست خیلییی خوبههههه
ب تهیونگ نگاه میکنم_
عا...مرسی اوپا
لبخند_
ویو تهیونگ_
خیلی کیوت ازم تشکر کرد
کیفمو میزارم روی میز و ب کایلی نگاه میکنم_
امروز...امروز مال خودم میکنمش....
زنگ تفریح میخوره_
کایلی کتابشو بر میداره و میره حیاط و شروع ب خوندن میکنه_
تهیونگ کایلی رو تعقیب میکنه_
ویو تیهونگ_
دستای کایلی رو میگیرم_
میکشونمش طرف دیوار_
بین دستام گیرش ميندازم و توی چشماش نگاه میکنم_
ویو کایلی_
از اونجایی ک از تهیونگ خوشم میومد سریع لبمو گذاشتم رو لبش و دستمو بردم توی موهای نرمش و بهم ریختمشون
تهیونگ تعجب زده نگاهش میکنه و شروع میکنه ب بوسیدن کایلی و وحشیانه لب های کایلی رو میخوره_
تیهونگ کنترل خودش رو از دست میده و کایلی رو سریع میبره توی ون_
ویو کایلی_
یا تهیونگ میخوای چیکار کنی چرا منو اوردی توی ونت؟
تهیونگ:چونکهمیخوامتوروبرایخودمکنم!
باتعجبنگاهشمیکنم
آروم آروم دکمه های لباسم رو باز میکنم و کایلی رو روی صندلی میشونم
ادامه دارد
- ۷.۱k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط