𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥 part16

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥 part16

- گریه نکن عشقم

+چرا فکر کردی دوستت ندارم😭😭

- نمیدونم

+هیون عاشقتم😭😭

- منم 😭

+😭😭😭

- گریه نکن قربونت. برم

+باشه *لیا اشک هاشو پاک کرد*

- اعضا می‌خوان برن جنگل ، بریم ؟
یا بمونیم خونه ؟

+بمونیم

- باشه عشقم

*اعضا رفتن و لیا و جونگین تنها شدن *

*لیا داشت کتاب میخوند که یکهو دلدرد بدی گرفت*


-چیشد ؟

+ای دلم هیون

- چیشد قربونت برم ؟

+ایی😖😖فک کنم پریود شدم

-الان بهت پد میدم

*هیون به لیا پد داد *

+مرسی

*لیا رفت دستشویی عوض کرد و رفت نشست*

- درد داری ؟

+اره خیلی

*هیون رفت و برای لیا مسکن اورد *

_بخور بیبی

+مرسی

*لیا خورد *

- بیا بغلم

* لیا بلند شد رفت بغل هیون*


*هیون لباس لیا رو بالا زد و شروع کرد به ماساژ دادن *

+ مرسی😁

- خواهش میکنم بیبی


*لیا یکهو دید صدای افتادن چیزی از بیرون اومد بلند شد رفت ببینه چی بود یک فرت کوچولو بود*

-عررررر چقدر شبیه منه

+اره خیلییی

+بیارمش تو ؟؟؟ 😁

- اره بیار ...

*لیا فرت رو گرفت و اورد داد دست هیون خیلی نرم بود*

- عررررر چه نازه

+خیلی

- خوب غذا چی میخوره ؟

+بزار سرچ کنم

-باشه

+زده تخم مرغ اپز یا همزده، گوشت پخته یا جیگر منجمد

- اووو برو براش درست کن

+اوککک

- بلدی درست کنی ؟

+اره

- جووون خانومی همه چی بلده

+😅😅

"
*لیا برای فرت غذا درست کرد *

+اینم از غذای اقای فرت

*فرت یکم خورد و خیلی خوشش اومد.*

ادامه دارد ....

شرط =۳۰ تا ریکت

™#چانی ™. ™#jeongin™
دیدگاه ها (۰)

" ویو لیا "به کوک نگاه کروم اونم داشت نگام میکرد باورم نمیشه...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

پارت 6 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★ویو صبح: ات: بلند شدم دیدم...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

part 8

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

وقتی استادت بود:P:5ویو کوک:که یک دفعه ایی دستشو گزاشت روی سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط