یه جوری میگن :(( کیانا ؛ عوض شدی !))

یه جوری میگن :(( کیانا ؛ عوض شدی !))
انگار دست خودم بود !
عاره دست من بود که دیوونه بشم !
دست من بود با هر آهنگی گریه کنم !
دست خودم بود بیست و چهارساعته هندزفری تو گوشم باشه !
دست من بود انقد عصبانیم کنید که مشت بکوبم‌ تو دیوار همیشه دستم باند پیچی باشه و از دردش شبا تو خودم جمع شم !
دست من بود خوابم نبره از ترس کابوسای مزاحم هر شب !
دست من بود حرف بشنوم و یهو یخ بزنم از اون همه حرفای بی سر و ته !
من بودم که هر روز بودن با آدمایی که دوسشون دارم و پز دادم !
دست من بود به یه جایی برسم که به خودکشیم فک کنم !
من بودم قلب شکستم !
من بودم اشکای خودم و در آوردم !
من بودم که همه جا بحث یکی و پیش کشیدم که کیانا آتیش بگیره و کیف کنم !
من بودم کع آنلاین بودم سین نکردم !
من بودم که آنلاین بودنم با رفیقم و پز دادم !
عاره همشون من بودم ! دم شماهاگرم ! 😏
ببخشید که من بودم ! ...
#کیانا_نوشــت 💔
حالا این دفه تو به خودت بگیر ؛ قول میدم دفه ی بعد تو خوشیام تگت کنم !
چه رسم تلخیه بهت ضربه میزنه
کسی که فکرشم نمیکنی !
😏رفـــــیق
#ایهام
#خاطره_هامون
#پست_موقت
دیدگاه ها (۱۳)

سوال کدوم گوری بودم بچه ها حالم خیلی بده طوری که وقتی سرفه م...

پارت ۷ویو سوهی*بعد از گذشت ۵ ساعت خوابیدن بیدار شدم و دیدم ک...

چند پارتی.. وقتی زیر بارون بهت اعتراف میکنه.. Part 1(ویو ا.ت...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

سوپرایزززز

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۶نگاهمو تند و ناخودآگاه به ل...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط