رمان تو خود منی
پارت ۱۱
رفتم پیش جنی یه بوسه رو گونه اش گذاشتم
= مرسییی
+ خواهش میکنمم دخترممم
خدمتکار داشت سفره رد میچید حوصلم سر رفت رفتم کمکش
قوری رو گذاشتم رو میز
_ چرا تو میاری
+ حوصلم سر رفت
_ حوصلت سر رفت خانومی کن ن خدمتکاری
چرا باهام اینجوری حرف میزد
+ چیزی نگفتم
_ نبینمت
+ با گریه رفتم تو اتاقم
چرا با من اینجوری رفتار کرد ن به رفتار دیشب و صبحش ن الان
ک روی میز کنار تخت یه بسته قرص دیدم
اینا قرص های عادت ماهیانه امه اینجا چیکار میکنه
+ نکنه
ن نیک اینا رو دیده و فک کرده من خوردم ک بچه دار نشم واییییی
بعد از خوردن صبحونه ای نیک رفتم تو اتاق کارش
در زدم
_ بیا
رفتم تو ک نگام نکرد
_ بگو
رفتم نزدیکش و نشستم رو پاش
_ پاشو کار دارم
+ کارت از بچمون مهم تره
_ چی چیمیگی
+ نیک من اون قرص و نخوردم
+ و اینکه اون برای عادتمه
_ پس چرا تو دستشویی بوددددد
+ چون چند روز پیش پریود شده بودم و درد زیادی داشتم و این قرص باعث میشه حالم خوب ش
_ چرا بهم نگفتی
+ آخه باهام همیشه بد رفتاری میکرد
_ سرتو بزار اینجا
به سینش اشاره کرد ک سرمو گذاشتم
جنی آمد تو
= بابای منه برو پاییننننن
_ جنی
+ خیر بابای منه
= مال منههههههه
+ من قهرم اصلا
به شوخی از پای نیک پاشدم و نشستم رو مبل
جنی رفت نشست بغل نیک
نیک داشت قهقه میزد
باهم پچ پچ میکردن منم داشتم بهشون با اخم نگاه میکردم
جنی بدو بدو آمد نشست پیشم
بهم گفت خم شو
خم شدم تو گوشم گفت
= بابا یه زن و دوست داره
با صدای خیلی بلندی
+ چیییییییییییی نیکککککککک
هردو باهم خندیدن
داشتم دیوونه میشدم
+ یعنی چی ( با بغض)
نیک وسط خنده با ناراحتی آمد پیشم
_ شوخی بود پرنسسم شوخی
گریه کردممم
+ پاشو برو نمیخوامم
رفتم تو اتاقم و در و قفل کردم
شروع کردم به خندیدن
وایییییی قول خوردنممنن
الان ادب میشن
در و زدن
..
.
.
میخوام مثل پارت قبل خوب حمایت شه
رفتم پیش جنی یه بوسه رو گونه اش گذاشتم
= مرسییی
+ خواهش میکنمم دخترممم
خدمتکار داشت سفره رد میچید حوصلم سر رفت رفتم کمکش
قوری رو گذاشتم رو میز
_ چرا تو میاری
+ حوصلم سر رفت
_ حوصلت سر رفت خانومی کن ن خدمتکاری
چرا باهام اینجوری حرف میزد
+ چیزی نگفتم
_ نبینمت
+ با گریه رفتم تو اتاقم
چرا با من اینجوری رفتار کرد ن به رفتار دیشب و صبحش ن الان
ک روی میز کنار تخت یه بسته قرص دیدم
اینا قرص های عادت ماهیانه امه اینجا چیکار میکنه
+ نکنه
ن نیک اینا رو دیده و فک کرده من خوردم ک بچه دار نشم واییییی
بعد از خوردن صبحونه ای نیک رفتم تو اتاق کارش
در زدم
_ بیا
رفتم تو ک نگام نکرد
_ بگو
رفتم نزدیکش و نشستم رو پاش
_ پاشو کار دارم
+ کارت از بچمون مهم تره
_ چی چیمیگی
+ نیک من اون قرص و نخوردم
+ و اینکه اون برای عادتمه
_ پس چرا تو دستشویی بوددددد
+ چون چند روز پیش پریود شده بودم و درد زیادی داشتم و این قرص باعث میشه حالم خوب ش
_ چرا بهم نگفتی
+ آخه باهام همیشه بد رفتاری میکرد
_ سرتو بزار اینجا
به سینش اشاره کرد ک سرمو گذاشتم
جنی آمد تو
= بابای منه برو پاییننننن
_ جنی
+ خیر بابای منه
= مال منههههههه
+ من قهرم اصلا
به شوخی از پای نیک پاشدم و نشستم رو مبل
جنی رفت نشست بغل نیک
نیک داشت قهقه میزد
باهم پچ پچ میکردن منم داشتم بهشون با اخم نگاه میکردم
جنی بدو بدو آمد نشست پیشم
بهم گفت خم شو
خم شدم تو گوشم گفت
= بابا یه زن و دوست داره
با صدای خیلی بلندی
+ چیییییییییییی نیکککککککک
هردو باهم خندیدن
داشتم دیوونه میشدم
+ یعنی چی ( با بغض)
نیک وسط خنده با ناراحتی آمد پیشم
_ شوخی بود پرنسسم شوخی
گریه کردممم
+ پاشو برو نمیخوامم
رفتم تو اتاقم و در و قفل کردم
شروع کردم به خندیدن
وایییییی قول خوردنممنن
الان ادب میشن
در و زدن
..
.
.
میخوام مثل پارت قبل خوب حمایت شه
- ۱۷.۸k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط