تا حالا شده که حرف هایت انگار بخشکد در گلو؟! چیزی چنگ بزن

تا حالا شده که حرف هایت انگار بخشکد در گلو؟! چیزی چنگ بزند ته وجودت را و تو از درون آرام آرام بسوزی... بی آن که دودی بلند شود از اندامت؟ بی آن که حتی به فکر کسی خطور کند که داری ته می کشی؟! مرا ببین! شاید تو ببینی در من که چگونه دارم می سوزم...
دیدگاه ها (۲)

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

فیلیکس و می سان 💋

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

عاشقانه های شبنم

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁵ویو جونکوک____________ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط