دقیقا پارسال اینموقع یه شب مثل امشب بود که دیدمتو دلم رفت

دقیقا پارسال اینموقع یه شب مثل امشب بود که دیدمتو دلم رفت برات:)
دیدمتو با خودم گفتم این اون آدمیه که پایِ من میمونه :)
نگاهات برام با همه ی دنیا فرق داشت ..
هرچند که زیاد نگام نکردی و گاهی یواشکی با اخم نگام میکردی:)
بماند که چند وقت پیشِش بهش گفته بودم بهت حسی ندارم و با کسی وارد رابطه نمیشم و کلی چیزایِ دیگه که بپیچونمش!😂
واس همونم نگاهاش طلبکارانه بود!
ولی من همونم دوس داشتم دورت بگردم!
اومدم سریع بهش پیام بدم و ازونجایی که بلاکش کرده بودم و بلاکم کرده بود با خودم گفتم نکنه هنوز آنبلاک نکرده باشه!
سریع رفتم ک ببینم هنوز بلاکم یا نه!
دیدم نه تا تایپ کردم سلام و فرستادم از خداخواست😂😍
یکم حرف زدیم دلخور بودی ازم گفتی که تو شرایط بدی بودی و من با کارامو پس زدنت حالتو بدتر کردم!
ولی الان یک ساله که تو هرررشرایطی کنارتم!
تو شادیات بودم و تو غمات پا ب پات غصه خوردم و باهم گریه کردیم:)
خیلی بحث کردیم دعوا کردیم ولی دلمون نمیومد از هم جدا باشیم..
حتی وقتایی که قهر بودیم و بعد یه روز اخر شب زنگ میزدم ب محض اینکه صدای همو میشنیدیم میزدیم زیر گریه :)
نمیدونی چه لحظه های نابی بود ..
اینکه یه رابطه دوطرفه باشه خیلی خوبهه
اینکه مطمعن باشی وقتی تو داری گریه میکنی اون با رفیقاش خوش نمیگذرونه و نمیخنده خیلی خوبه :)
اینکه یه نفر فقط و فقط واس خودت بخوادت بهترین حسه..
و مهم تر از همه از سرِ هوس منو نخواستی:)
 توجزئی از خودم شدی
 اونقد باهات راحتم که هروقت دلم بگیره بی دغدغه کنارت میزنم زیر گریه تو ام با اون انگشتایِ قشنگت اشکامو پاک میکنی و هرکار میکنی که بخندم وقتایی هم که با حرف خندم نمیگیره دستاتو تا آرنج تو پهلوهام میکنی و قلقلکم میدی تا بخندم😂😍
نمیدونی خندیدن با چشمایِ پر از اشک چه حس خوبیه:)
تو زندگی خیالم راحته که یه نفرو دارم که همه جوره هوامو داره ..
وقتی میبینم کسی اذیتم میکنه غیرتی میشی میدونی چه حس خوبیه؟!
وقتی میبینم یواشکی پشت سرم میای که اگه کسی مزاحمم شد حالشو بگیری دوس دارم بمیرم برات:)
آره من تک تک خاطراتمونو با جزئیات یادمه :)

من حواسم  خیلییی بهت هست مردِ من ♡
99/6/11
چقدر زود یه سال شد :)
#بمونی_برام
#دِلنوشته
دیدگاه ها (۵۴)

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.16ا.ت:باید بهش فکر کنم کوک.....تو ...

part:4{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

کپشن حتما حتمااااااااا چک بشه

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۱ ویو جولیکا:داشتیم نوشیدنی میخوردیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط