#رقیب

#رقیب
هوا تقریبا سرد شده بود با کت و شلواری سیاه رنگ و سیگاری بر بین انگشتانم توی خیابون قدم میزدم
_ نمیخای بیای خونه ارباب نگران میشه
+تو لازم نکرده نگران حال ارباب باشی خودم میدونم چکار کنم
_اما آقا .... چشم آقا هرچی شما بگید
۱‌ساعت بعد
ارباب: کجا بودی این وقت شب جئون؟
_ ام معزرت میخام داشتن توی خیابون قدم میزم
ارباب دستش رو محکم رو میز زد
ارباب : ساکت شو فکردی میتونی با یه جواب احمقانه منو بپیچونی ای پسره بی ارضه از همون اول هم اشتباه کردم تو رو به دنیا آوردم
نا سلامتی قراره جایگزین من بشی با این وضع حتی فکرشم نکن که روی تخت جانشی من بنشینی
_ اما پدر
ارباب: من دیگه پدر تو نیستم سریعن برگرد به همون گورستونی که بودی

جئون ناراحتی و خشمش رو در خودش فرو ریخت با عصبانیت در و بست و به خارج از شهر رفت
_ چرا نمی‌تونم فردی باشم که پدرم کور کورانه بهش افتخار کند من ..من .. باید خودمو به پدر ثابت کنم
+قربان خاهش میکنم یک هتل اجاره کنید و در آنجا چند روزی بمونید تا خشم پدرت فرو ریزد
جئون در حال قدم‌زندن بود که یهو...........
دیدگاه ها (۱۵)

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ویو میکا_____صدای شلیک...

پارت 51

the missing link part¹⁸همین که خواست به سمتش بره یکی از خدمت...

p3

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part²*سولا با خانم پارک خداحافظی می...

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

**پارت ۱۴**ده دقیقه بعد، با چشم‌هایی که از شدت خشم و غرورِ ج...

سناریو ریندو

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 4| 2021 فلش بک |برای...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط