پارت 51

ماشین جلوی خونه‌ ایستاد. تهیونگ بدون اینکه حرفی بزنه، پیاده شد. منم پشت سرش راه افتادم. در باز بود. پیرمرد پشت میز چوبی نشسته بود. با همون کت و شلوار و عصای چوبی. یه کتری چای هم جلوش بود. انگار اصلاً نگران نبود.

¢ خب، خب. بالاخره اومدید. بشینید.

تهیونگ نرفت بشینه. به دیوار تکیه داد. دست‌هاش رو تو جیبش کرد. سرد.
& حرفات رو بزن. ولی بدون که اگه یه کلمه دروغ بشنوم، این خونه رو با تو داخلش آتیش می‌زنم.

پیرمرد خندید. آروم.
¢ من دروغ نمی‌گم. نه به تو، نه به روآن.
(به من نگاه کرد) بشین دخترم. این داستان، طولانیه.

نشستم. دست‌هام رو تو دامنم مشت کردم. تهیونگ همون‌جا ایستاده موند.

¢ پدر تو، رئیس باند «بلک ووند» بود. یکی از بزرگ‌ترین باندهای تاریخ. ولی وقتی تو ۳ سالت بود، یه شب، دو تا از نزدیک‌ترین متحداش بهش خیانت کردن. پدر تهیونگ و ژان وی. اون‌ها پدرت رو کشتن. باند رو تصاحب کردن. و تو... تو رو مخفیانه به یه خانواده‌ی معمولی سپردن. برای اینکه زنده بمونی.

قلبم فشرده شد.

· پ... پدر و مادرم که بزرگم کردن...

¢ اون‌ها پدر و مادر واقعیت نبودن. فقط محافظت بودن. و حالا که ژان وی فهمیده تو کی هستی، می‌خواد ازت استفاده کنه تا کنترل همچیو به دست بگیره.

تهیونگ یه قدم جلو اومد.
& پدر من... اون هم تو این ماجرا بود؟

¢ بله. ولی تهیونگ، پدر تو سال‌ها پیش مرد. و تو... تو گناه اون رو نداری.

تهیونگ به دیوار تکیه داد. چشم‌هاش رو بست. چند ثانیه سکوت. بعد باز کرد. سرد.
& پس ژان وی چی می‌خواد؟ پول؟ قدرت؟

¢ هر دو. ولی بیشتر از همه، می‌خواد انتقام بگیره. از تو، تهیونگ. چون پدر تو، ژان وی رو تو یه معامله‌ی کثیف فریب داد. و ژان وی سال‌ها تو زندان بود. حالا که آزاد شده، می‌خواد همه چیز رو از تو بگیره. اول عروست. بعد باندت. بعد زندگی‌ت.

سکوت. سنگین. تهیونگ به من نگاه کرد

& پس نقشه چیه؟

¢ نقشه اینه که روآن باید جایگاهش رو پس بگیره. باید بره توی باند و تو، تهیونگ، باید کنارش باشی. به عنوان... محافظ. یا هر چیز دیگه‌ای.
دیدگاه ها (۲)

dark life = 33

Mafia Love :)))پارت : 15جونگکوک: حق نداری آقای کیم یونجون: ت...

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

دزدی خانوادگی در خیابون نیکبخت اصفهان!+ یعنی واقعاً چی باید ...

چند پارتی

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

چقدر توصیف زیبایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط