{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیایی

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیایی
چه غریبانه غریبانه نوشتم کـه کـجـایی

چه صمیمانه نوشتم که تویی ذوق زبـانم
و تو انگار نه انگار که هم صحبت مایـی

چه یتیمانه نشستم و نوشتم که مرو یار
و تو رفتی و من و برزخ این فصلح جدایی

پشت پای تو همه باور و ایمان دلم ریخت
و قسم میخورم این صحبت خودرا به خدایی
دیدگاه ها (۲)

خوب من حوصله کن، داد زدن ممنوع است!کم بکن، کم گله، فریـاد زد...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد استیوسف شدنت را چه کنم...چاه زی...

می روم حسرت دریای مرا دفن کنیداهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن...

دیـــوانگی ها گــرچه دائم دردسـر دارنددیــوانه ها از حال هم ...

عاشقانه های شبنم

جدایی

ابلیس

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیاییچـه غـریــبانه غ...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط