{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیایی

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیایی
چه غریبانه غریبانه نوشتم کـه کـجـایی

چه صمیمانه نوشتم که تویی ذوق زبـانم
و تو انگار نه انگار که هم صحبت مایـی

چه یتیمانه نشستم و نوشتم که مرو یار
و تو رفتی و من و برزخ این فصل جدایی

پشت پای تو همه باور و ایمان دلم ریخت
و قسم میخورم این صحبت خودرا به خدایی

به خدایی که میان من و تو فاصله انداخت
چه خدایی که فقط باب دلش هست جدایی

شـاعران غربت غم بار مرا شعر کنید
بنویسیداز این زندگی تـلخ از این تنهایی
دیدگاه ها (۲)

باز ای دل ، دل دیوانه هوا زد به سرت ؟کرده ای باز فراموش همه ...

لرزشی دارد دلم انگار دلتنگت شدمخوب می دانی که من با عشوه ای ...

اسم زیبایت قرارش بین این اشعار نیستقلب تو درگیر اما مثل من ب...

آنکه رُخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روزِ ازل، فکرِ د...

عاشقانه های شبنم

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم که...

#دخترونه 💝 💝 💝 چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه ...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیاییچـه غـریــبانه غ...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط