#Part54

#Part54
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

شروع کردم بهحرف زدن با خودم
_ آره عزیزم بالاخره اومدم خونه،
باز هیچی نگفت ادامه دادم
_ آره منم دلم کلی برات تنگ شده باشه حتماً ، پس فردا بریم دانشگاه استعلاجیمو بدم به این استادان محترم که حذفم نکنند اخر ترمی
...
مکث کرده بودم که اسکول پشت خط حرف بزنه ولی من فقط صدای نفسهاشو میشنیدم که بالاخره مامان از اتاق زد بیرون
منم دیگه حرفی نزدم
هر دوتا مون سکوت کرده بودیم که یهو صدای بم و خشکش رو شنیدم
_ همه چیه تو به من ربط داره!
چشمام رو از شدت تعجب حرفش گرد کردم تا اومدم دوتا درشت بارش کنم سریع گفت
_ چشماتو اینجوری نکن لعنتی به اندازه ی کافی درشت هست،
نتونستم خودم رو نگه دارم و بهش توپیدم
_ حق نداری بهم بگی چیکار کنم چیکار نکنم فهمیدی؟
نفس عمیقی کشید و سکوت کرد، از سکوتش سو استفاده کردم
_ در ضمن اون دوربینتو از رو من بکش، نمیخوام منو ببینی
سریع جواب داد
_ هرچیزی رو بخواه ولی این رو نه!
_ تورو خدا تمومش کن، به خدا خسته شدم از دستت ! کی میخوای دستت رو از رو زندگیم بکشی کنار؟ به خدا این دفعه موفق نشدم اما دوباره خودمو میکشم و...
حرفم تموم نشده بود که غرید
_ خفه شووو... همینه که دوربین رو خاموش نمیکنم، شیرین بذار ببینمت برات توضیح بدم
نتونستم خودمو کنترل کنم
دیدگاه ها (۱)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part35 ولی یهویی تعادلمو از دست دادموافتادم ت...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 020"""""""""""""""""""""""""""""""...

پارت جدید..میگذرد..

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁵ویو: اتماشین جلوی خونه‌ی بابا مت...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

*🐥: اینجا ساعت ۲:۴۰ بعدازظهره، اما به‌خاطر اختلاف ساعت و این...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

🍷 شراب قرمزپارت ۳۳ — روبه‌رو شدنرینا و جونگکوک به عمارت برگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط