پارت ۲

نگران هیچی نیستم
امشب خسته رفتم بار باز قرار بود با اون مردک قمار کنم ب خودم قول دادم این دفه سر پسرش قمار کنم تا حداقل خودشو جم کنه بهتر بازی کنه چون مگه میشه یکی بچشو ت قمار بده ب یکی دیگ ب بار ک رسیدم بازی شرو شد
راند ۱ بردم
راند ۲ بردم
راند ۳ اون برد
قرار شد ی راند دیگ بازی کنیم
راند ۴ بردم
هع واقن فک کرده میتونه شکستم بده
علامت ته×
×خب بازم حرفی برا گفتن داری
_خب ..خب چی میخاین
×مطمئنی میتونه بدیش بم
_اره ..البته
×بچت پسرت بدش بم
_چی ینی..
×ینی میخای ندیییییی
_ن ...ن...نه ف..فقط
×خفه شو شب میام دنبالش
×چش ..چش. چش
ویو ته ینی واقن پسرشو داد بم اون واقن پدرش بودد؟؟؟
هعی مهم نیس اون پسر قراره خیلی کارا بکنه☠
ویو کوک
داشتم وسایلمو جم میکردم ک صدای بابا با داد از پایین امد
_هی گمشو بیااا دیگگگ
_ککککوووووک
سری رفتم پایین با وسایلم خیلی ناراحت بودم بغض کردم سرمو انداختم پایین
+ب..بله امدم
_برو گمشو
+ا..اماا
_من ترو ت قمار باختم بهترم شد حالا با اون اقا برو بدو
ویو کوک تا سرمو چرخوندم ی اقای خیلی خفن دیدم سرد بود خشن ولی خیلی کراش بود خیلیییییی عاشق شدم وا کوک خفشه چی میگی.


ادامه دارد...............
دیدگاه ها (۵)

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

Love you پارت دهم-ارع بد شد بود -چییی چرا ظلع زدی بهم&چقد خو...

Forbidden love①②ا/ت: جئون جونگ‌کوک؟ تو اینجا چیکار می‌کنیکوک...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

My Boy❄

پنهان عشق

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

اجبار به بد بختی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط