سناریو اسلیترین

درخواستی طولانی*
مثل مامانشون بودی رو اینطوری بنویس که (ما از قطار میایم بیرون و وقتی داشتن امتحان میدادن از پشت در نگاشون میکنیم و وقتی پرفسور اسنیپ مارو میبینه میگه مگه نرفتی میگیم وقتی پسرم اینجاست چطوری برم و پرفسور اسنیپ گیج میشه و میفهمن قبول کردیم باهاش باشیم و میان تیو اتاق قدیمیمون نا جریان رو بپرس:

تئو: ت اینجا چیکار میکنی بیب؟
ا/ت: اومدم پیشت دیگه.. خوشحال نشدی؟
تئو: بغلت میکنه و سرشو روی سرت میزاره* چرا خوشحال شدم ولی .. اگه قبولت نمیکردن مجبور بودی ت خیابونا ی هاگزمید بمونی

سیدریک: واقعا خوشحالم ک برگشتی.. بیا بریم اتاق جدیدتو نشونت بدم
ا/ت: خیلی خب باشه
سیدریک: میشا دستتو بگیرم؟
ا/ت: البته

متیو: از استاد اجازه میگیره و میاد پیشت
متیو: هعییی بیبی چطوری تا اینجا تنها اومدی خطر ناک نی؟
ا/ت: من ۱۸ سالمه هااا .. تازه ب خاطر ت اومدم
متیو: خوشحالم ب بخاطر دوست پسرت اومدی اینجا ولی هرچقدرم بزرگ شی برای من مثل بچه ۵ ساله هایی

لورنزو: از خوشحالی از روی صندلی میوفته پایین و از استاد اجازه میگیره ک بیای پیشش بشینی وقتی میای دستو دور کمرت حلقه میکنه و دم گوشت میگه: الان ک سر کلاسیم.. ولی وقتی بریم اتاق باید برام کامل تعریف کنی ها

حمایت گرل؟#سناریو #ری‌اکشن #اسلیترین #پسرای‌اسلیترین #هاگوارتز #جادوگر #داستان #هری‌پاتر #پسرای‌اچ‌پی
دیدگاه ها (۴۳)

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

ددی خون آشام من

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو ساکورا تک پارتی

سناریو سانزو پارت 1

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

متیو و دختری از جنس دریا p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط