دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.....بر لبش جام شرابی و سب

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.....بر لبش جام شرابی و سبویی در دست..
گفتم نکنی شرم از این میخاری..؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری...گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟؟!
در روز جزا وعده به اتش کرده..؟
گفتا که برو بی خبر از دینداری....
خود را به از باده خوران پنداری....من میخورمو هیچ نباشد شرمم....
زیرا به سخاوت خدا دلگرمم..من هر چه کنم گنه از این می خواری...
صد به ز تو ام که دایما هوشیاری..............


به سلامتیه زندگی که اگه خوش بگزره اسمش میشه خاطره.......
اگه پدرت در بیاد اسمش میشه تجربه......

به سلامتیه تمام دختران سرزمینم....
دیدگاه ها (۳۶)

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست...بر لبش جام شرابی و سبویی د...

دوش دیدم وسط کوچه روان، پیری مست!بر لبش جام شرابی و سبویی در...

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی در ...

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی در ...

حضرت مولانا:دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست...بر لبش جام شرا...

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مستبرلبش جام شرابی و سبویی در دس...

دیدم وسط کوچه روان پیری مستبرلبش جام شرابی و سبویی در دست ...

‍ دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی د...

‌ دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی د...

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط