دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.....بر لبش جام شرابی و سب
دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.....بر لبش جام شرابی و سبویی در دست..
گفتم نکنی شرم از این میخاری..؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری...گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟؟!
در روز جزا وعده به اتش کرده..؟
گفتا که برو بی خبر از دینداری....
خود را به از باده خوران پنداری....من میخورمو هیچ نباشد شرمم....
زیرا به سخاوت خدا دلگرمم..من هر چه کنم گنه از این می خواری...
صد به ز تو ام که دایما هوشیاری..............
به سلامتیه زندگی که اگه خوش بگزره اسمش میشه خاطره.......
اگه پدرت در بیاد اسمش میشه تجربه......
به سلامتیه تمام دختران سرزمینم....
گفتم نکنی شرم از این میخاری..؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری...گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟؟!
در روز جزا وعده به اتش کرده..؟
گفتا که برو بی خبر از دینداری....
خود را به از باده خوران پنداری....من میخورمو هیچ نباشد شرمم....
زیرا به سخاوت خدا دلگرمم..من هر چه کنم گنه از این می خواری...
صد به ز تو ام که دایما هوشیاری..............
به سلامتیه زندگی که اگه خوش بگزره اسمش میشه خاطره.......
اگه پدرت در بیاد اسمش میشه تجربه......
به سلامتیه تمام دختران سرزمینم....
- ۱.۳k
- ۱۳ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط