میانِ مزارشان سرگردان کھ شدی

میانِ مزارشان سرگردان کھ شدی
دل ِ حیرانت را بردار و کناری بنشین ،
دلت اگر گرفت کمی اشک بریز . .
نھ براۍ حال دلت ، نھ!
برای جـٰاماندنت
آری! سخت است جـٰاماندن(:!💔
دیدگاه ها (۰)

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 2باران هنوز بی‌امان می...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۴د. ۲ : نهایتا دورو...

ترس در میان عشق پارت ¹عمارت بزرگ بزرگ جعون با چراغ هایی تزئی...

دو پارتی از جی صدای موسیقی توی اون سالون خیلی بلند بود، از ا...

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۴مرحله نهایی، بسیار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط