پارت10

گناه
پارت‌دهم
+من میل ندارم شما بخورید..تازه باید ماشین یونگی و وسایل جیهوپ رو تحویل بدم
ا.ج:خب راننده میبره
+نه خودم میرم نیازی نیس
نگاهی به جونگکوک کردم که هم تعجب کرده بود هم اخم کمی داشت
+از شما هم معذرت میخوام اولین دیدارمون بود حتما جبران میکنم
سوزی:نه مشکلی نیست عزیزم
لبخند فیکی زدمو کتمو پوشیدم گوشیمو گرفتمو برای آخرین بار بهش نگاه کردم
و زدم بیرون با ماشین یونگی رفتم
میدونستم داخل ماشین مشروب داره درآوردم و شروع کردم به خوردن
(منحرف نشین منظورش مشروبه)
فلش بک به 2 سال پیش(قبل از ازدواج
پدرومادرشون)
قفل خونه رو زدم و رفتم داخل
+کوکی
_تو آشپزخونه
رفتمو از پشت بغلش کردم
_چخبر
+هیچی گفتم ببینمت ببخشید خبر ندادم
_خودمم کارت داشتم بیا بشین
+خرگوشی
_هوم
+خوبی؟
_اره بیا
رفتیم رو مبل نشستیم شروع کرد به حرف زدن
_ببین لونا ما باید تمومش کنیم خب دیگه نمیخوامت درضمن من قراره از اینجا برم پس
نذاشتم حرفشو ادامه بده
بغض بدی داشتم دستشو گرفتمو
+کوک من کاره بدی کردم ببخشید معذرت میخوام تکرارش نمیکنم لطفا یعنی چی این حرفات الان؟
_چیز خاصی نگفتم گفتم نمیخوامت تو کاری نکردی من خسته شدم خب الانم برو لطفا
بلند شدمو با عصبانیت داد زدم
+چرت و پرت نگو کوک یعنی چی به همین راحتی برات مگه تو خودت خواستی تو به من امید دادی میفهمی؟
_اره ولی الان دیگه نمیخوامت خب الانم گمشو برو بیرون
+لطفا نکن یعنی چی
_...
.
.
پایان
امیدوارم خوشتون بیاد:)
دیدگاه ها (۳)

bts

سیلامممخوبین عسلا؟ خب ببخشید نبودم درسام خیلی زیاد هستنووو ا...

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_2فینی کردم و سرم و از...

چند پارتی

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

فیک تهیونگ

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط