•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•

• #گوسفند_منه🐏🌼 •
• #Part_2


فینی کردم و سرم و ازش فاصله دادم

یا ابو قریش...

این کی بود؟!

دیدم که با فک قفل شده و صورت قرمز زل زده به شکم پیرهنش؛ دقیقا جایی که فین کردم..

حالا خوبه دماغمو تمیز نکردم باهاش!!

برای اینکه قضیه رو جمع کنم گفتم:


_عه ببخشید شما نظافت چی؟! شرمنده با داداشم اشتباه گرفتم...

از کی تا حالا نظافت‌چی کت شلوار میپوشه؟!

یا انقدر عضله داره؟!

ته ریش مرتب، مو افسون و پریشون و براق و اصلا نایس...
گردن کلفت!

با شیطنت گفتم

_شبیه نظافت چی هم نیستی آخه، نکنه دوماد ننمی؟!

داشت بلند بلند نفس میکشید؛ خب گاو نبودم که..

داشت فشار میخورد!!

لبخند ضایعه‌ای زدم و همونطور که عقب عقب میرفتم گفتم:

_چیز.. آب دماغی که از اشک باشه کثیف نیست..یعنی خب.. عیب نداره دیگه!!
بای بای!!

گفتم و با سرعت از سالن زدم بیرون، عجب جیگری بود ولی..

واخ دلوم ضعف رفت
•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•
دیدگاه ها (۰)

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❻-«همون روز وقتی پیش...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 026"""""""""""""""""""""""""""""""...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگ___عصر بود، و...

Enemys Embrsce [ part ۳۶ ]

پارت ۲۷

My lovely neighbor part : 66

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط