#بک #ساکونو #love_inother_style #پارت9

#بک #ساکونو #love_inother_style #پارت9
ساکونو
بهشون نگاه میکردم خیلی خوشبختم که من همچین اوپاهایی دارم اما خوب این چیزی رو عوض نمیکنه که اذیتشون نکنم مخصوصا بک بکی رو که اینقدر مهربونه هیچی بهم نمیگه (آیینه اگه بهم فوش بدین)
من:بابا من امشب شام درست کنم
اون دوتا:نههه
من:ااا چیرا
شوگا:بک من فک میکنم این مظلوم شده؟؟
بک:نه واقعا مظلوم شده خبریه
بابا:نه اون مدارس روت تأثیر گذاشته واقعا خیلی خوب شدی باشه درست کن
من:مرسی بابا
واز اون لبخندایی مظلومانه میا زدم بالاخره باید استفادش کنم تا گول بخورن
وارد خونه شدیم راننده در بازکرد محافظا احترام گذاشت قربون ابهت بابام برم که هرکی ببینه فک میکنه به ما چقدر سخت میگیره
شوگا:هوف کاناپه چقدر دلم براش تنگ شده بود به دور از سروصدا هایی اضافی البته برگشت بهم نگاه کرد و ادامه داد
شوگا:اون گاله رو گل بگیری
من:یااااا بک ببین داداشت بهم چی میگه
بک:من درباره ای حرفایی شوگا چیزی رو به گردن نمیگرم که بدبخت شم
من:عررررر بابااااا باباااا
شوگا دستاشو گذاشت رو گوشش
شوگا:خدایاااا عمر بده خفه شووو
من:بیشتررر عررررررر
شوگا:باشه باش قبول ببخشیدساکت شووو
دهنمو بستم من:باشه بخشیدم
بابا:ساکونو چه گناهی به درگاه خدا کردم که تو شدی دخترم
من:واه من بع این خانومی مظلومی
شوگا و بک همزمان داشتن آب پرتغال شون میخوردن پرید تو گلوشون
دوتاشون:هم تو غلط کردی
من:بابا نیگا چی میگن بهم
بک: یعنی اینقدر بدم میاد ادایی مظلومارو جلویی بابا درمیاره بعدم تلافی میکنه:|
من:هووششش دارم براتااا
دیدگاه ها (۲۱)

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 33سه روز دیگه هم گذشت و رینا هنوز هیچ واکنشی ...

رمان عشق ممنوع

ایننن پایینو ببین🎀🛐عروسک من😈🔞پارت سی و یکبه پاهامم زنجیر بست...

دیدار باتو (پارت ۳)

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 12 جک ویودر رو باز ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و ...p20 $ حالا پاشو برو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط