𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

Part 33

سه روز دیگه هم گذشت و رینا هنوز هیچ واکنشی نشون نداده بود

شوگا هر روز صبح زود به بیمارستان می‌اومد و تا شب کنار تختش می‌موند

حتی وقتی بقیه ازش می‌خواستن کمی استراحت کنه قبول نمی‌کرد

اون روز جین با یه پاکت کوچیک وارد اتاق شد

شوگا که کنار تخت نشسته بود سرش رو بلند کرد و پرسید

اون چیه

جین پاکت رو روی میز گذاشت و گفت

وسایل رینا رو از خونه اش آوردم

فکر کردم شاید بهتر باشه پیشش باشن

شوگا پاکت رو باز کرد و چندتا وسیله کوچیک دید که رینا همیشه همراه خودش داشت

یه دستبند ساده که خودش براش خریده بود

یه عکس کوچیک از دوتاشون

و یه کاغذ تا شده که روش اسم شوگا نوشته شده بود

شوگا با دیدن کاغذ دستش لرزید

این چیه

جین گفت

بین وسایلش بود

شوگا کاغذ رو باز کرد اما فقط چند خط کوتاه روی اون نوشته شده بود

شوگا

اگه یه روز ازم متنفر شدی امیدوارم حداقل خاطرات خوبمون رو فراموش نکنی

چون من هیچوقت نتونستم فراموشت کنم

شوگا دیگه نتونست جلوی اشک هاش رو بگیره

کاغذ رو به سینه اش چسبوند و سرش رو پایین انداخت

جین کنارش نشست و چیزی نگفت

بعد از چند دقیقه شوگا آروم گفت

اون حتی وقتی داشت ازم دور می‌شد هم به فکر من بود

جین جواب داد

رینا همیشه همینطوری بود

حتی وقتی خودش بیشتر از همه به کمک احتیاج داشت باز نگران بقیه بود

شوگا به صورت بی حرکت رینا نگاه کرد

رینا من دیگه نمی‌خوام فقط خاطراتت رو داشته باشم

من خودت رو می‌خوام

می‌خوام دوباره صدات رو بشنوم

می‌خوام دوباره از دستم عصبانی بشی و بهم بگی چقدر لجبازم

یه لبخند کوتاه و غمگین زد

حتی حاضرم دوباره باهام دعوا کنی

فقط یه بار دیگه بهم فرصت بده

همون لحظه دستگاه کنار تخت صدای کوتاهی داد و ضربان قلب رینا برای چند لحظه تغییر کرد

شوگا سریع بلند شد و پرستار رو صدا زد

پزشک ها وارد اتاق شدن و ازش خواستن بیرون منتظر بمونه

شوگا پشت در ایستاده بود و دست هاش می‌لرزید

جین کنارش اومد و آروم گفت

باید صبر کنیم

چند دقیقه بعد دکتر بیرون اومد

شوگا با عجله پرسید

حالش چطوره

دکتر گفت

فعلا تونستیم وضعیتش رو کنترل کنیم اما شرایطش همچنان بحرانیه

شوگا چشم هاش رو بست

بازم همون جواب

بازم باید فقط صبر کنم

جین دستش رو روی شونه شوگا گذاشت

این بار شوگا چیزی نگفت

فقط به در بسته اتاق نگاه کرد و آرزو کرد که هنوز برای شنیدن صدای رینا دیر نشده باشه



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

dark life = 28

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁰ویو: اتدو روز گذشته بود...دو روز...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 11جین چند لحظه ساکت موندجین:چی گفتهجو...

سرنوشت(ویو شوگا)صبح روز بعد تصمیممو گرفتم.دیگه نمی‌خواستم را...

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹ (پایان فصل اول)𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁹شش ماه...

ᴘᴀʀᴛ ۳۴ | یه تغییر کوچیکچند ماه گذشت...آرا بیشتر به زندگی جد...

پارت ۸چند روزی از شروع پروژه گذشته بود.اون روز بعد از کلاس، ...

پارت ۳۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط