{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردم از خنده

مردم از خنده






امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد.
تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه :|
یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو 3دقیقه با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم همه ی اینا رو بخورم.
بهش گفتم: سس سفید میخوای یا قرمز؟
گفت چرا؟
گفتم: قبض برقو ندادیم ، صبح اومدن برقمونو قطع کردن.....
دیدگاه ها (۲۴)

شبتون خوش دوستای خوجملم...دوشتون دالم...

سلاااام...

سلام صبح بخیر...

شبتون خوش...

شاهکاری به نام دروغ

ستاره ی من(پارت 1)

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

پارت ۳۵

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

My lovely neighbor part : 62

part:31کیسه بوکس ات اسلاید دومات با پا زده بود به کیسه بوکسش...

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط