پارت ۱۷

پارت ۱۷
*نامجون محکم بقلش میکنه* منم دوستت دارم ستاره کوچولوی من خب دیگه بشین غذا بخوریم عسلم خیلی ضعیف شدی
چشم بابا
نامی. راستی دخترم منو ببخش بابت حرفایی که زدم بخصوص سر عکسا خیلی شرمندم
اشکال نداره بابا جونم ولی باور کنین اون عکسا من نبودم
نامی. میدونم فرشته من حالا اشکال نداره ولی پس کی این عکسارو برای من فرستاده؟
فکر کنم کار دینا و دوستاشه
نامی. همون همکلاسی هات؟
آره همونا البته فکر کنم
نامی. چرا باید این کارو کنن
راستش اونا از من و هانا بدشون میاد چون نمرمون بالاتره و همیشه دستشون رو رو میکنیم ولی امروز تو مدرسه(ماجرا رو تعریف میکنه)
نامی. چی واقعا حسابشونو میرسم فعلا غذا تو بخور عزیزم ضعیف شدی قربونت برم
چشم بابا
نامی. راستی چطور شده؟
عالی شده بابا دستتون درد نکنه *لبخند*
نامی. نوش جونت عزیزم خوشحالم خوشت اومده*خنده*
*خنده*
نامی. راستی دخترم فردا عموهات میان خونمون
چی واقعا *ذوق* (مرگ همش ذوق ایششش)
نامی. آره عزیزم قراره بریم بیرون
آخ جون

ادامه دارد.....
حمایتا کو؟
شرط پارت بعد:
۳لایک: ♡
۳ کامت: هرکسی یکی

اسلاید ۲: میز غذا خوری
اسلاید۳: لباس نامجون
اسلاید ۴:لباس رزی
اسلاید ۵: مدل موی رزی
اسلاید ۶: میکاپ رزی
اسلاد ۷: گردنبند رزی(همون که مال مامانش بود)

عکس هارو ریدم به روم نیارین هیچی پیدا نکردم شرمنده
دیدگاه ها (۶)

رمان عشق و انتقام

عشق اول

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۷----------------------------------------⭐🌕...

پارت سهویو یوری الان کاملاً آماده شدم یوری: نامی بیا دیگهنام...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

Cruel Love.پارت اول ویو آنجلینا.خیلی ذوق داشتم واسه اومدنشون...

پنهان عشق

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط