چِه قدر سخته ك زبونت نتونه هیچی بگه ..

چِه قدر سخته ك زبونت نتونه هیچی بگه ..
ولي مغزت هي حرف بزنه ،
هي حرف بزنه .
اونوقت مغز بیچارت پناه میبره به انگشتات
میگه بنویس ، بنویس ..
اونام مینویسن و آخرش ك تموم شد ،
نمیدونی باید چیکارشون کني ،
پاك کني ؟
براي کي بفرستی ؟
براي کي مهمه ؟
اونجاس ك دیگه نه مینویسي نه حرف میزني
فقط گم میشي تو خودت...

-سوگند‌نظیری

•●♥
دیدگاه ها (۹)

چِه قدر سخته ك زبونت نتونه هیچی بگه ..ولي مغزت هي حرف بزنه ،...

چِه قدر سَختِه ...که زبونت نتونِه هیچی بِگه !ولی مَغزت هِی ح...

چِه قدر سخته...که زبونت نتونه هیچی بگه...ولی مغزت هی حرف بزن...

چِه قدر سَختِه ...که زبونت نتونِه هیچے بِگه !ولے مَغزت هِے ح...

چقدر سخته 😫 زبونت هیچی نتونه بگه 😥 اما مغزت هی حرف بزنه و حر...

عشق مافیا p⁵

ببخشید بچه ها پارت قبل پارت سیزده بود😅ادمین ویویوکی می خواست...

>_< A captive of his group >_< part۶تهیونگ ویووارد عمارت شدی...

#رمان_شاهزاده_اهریمن_پارت58

𝒫𝒶𝓇𝓉 11 🌪✙ا/ت ویو به گفته آجوما اسمش جیمینه با صدای آجوما ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط