{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه قدر سخته

چِه قدر سَختِه ...
که زبونت نتونِه هیچے بِگه !
ولے مَغزت هِے حرف بزَنه هے حرف بِزنه !
اونوقت مغزِ بیچارت ...
پناه میبره به انگشتاتُ ،
یِه صفحِه ے روشن :)
میگه بنویس ، بنویس
اونام مینِویسنْ ...
آخر که تموم شد ،
نمیدونے باید چیکارشون کُنے ؟
پاکْ کنے ؟
براےِ کے بفرستٓے!
برایه کےمُهمِه ؟
اونجاس کِه دیگه ...
نه مینویسے نه حرف میزنےٓ !
فقط گم میٓشے تو خودت :)
دیدگاه ها (۱)

صدا گریه هاش😭 پر شده بود تو اتاق🚪 داشټ جۅڹ میداد😓 داد میزد😫 ...

دیدے وَقتۍ دَستِتُ با کاغَذ میبُری{🙀 }- اَذیَتِت میکُنہ میسو...

😊

دیگه معلوم نیس کی بیام.یا اصن بیام:)پیشاپیش سال نوتون مباررر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط