دیدم همه اوسی های خوشگل کشیدن ماعم ی چرت و پرتی بکشیم
این چرت و و پرت 6 ساعت زمان بر-
چون توی چشم کشیدن خوب نیستم چشم براش نکشیدم
اسم:یامی
فامیل:هایاشی
سن:24
خانواده: ساتسوجین(برادر ناتنی)،کیرا(خواهر)،رین(مادر)
*پدر چند ماه قبل از بدنیا اومدن کیرا مرد و کسی هم نمیدونه چجوری مرد حتی کسی اسمش هم نمیدونه جز مادر*
دوستان:اومی،کار کنای کافه،کل محله میشناسنش
علاقه ها:کیرا،اومی،چیزای ترش،گربه ها و سگ ها،هودی،اهنگ،گوشی،ادمای جالب،گشتن توی همه کشور ها،ازادی،خواب،موتور(بلد نیست)،قرمز و سیاه ابی،پیتزا،رقصیدن(جلوی کسی عمرا برقصه) نارنگی
تنفرات:ساتسوجین،صدای کلید،صداهای خیلی بلند،هویج رو غذا
شخصیت:اعتماد به نفس زیادی داره و بنا به دلایلی از برادرش متنفره،شبا وقتی مطمعن میشه تنهاست یا سایه خودش بازی میکنه،اتاقش رو پر از نامه های قدیمی که خودش درست کرده میکنه،بعضی وقتا عینک میزنه و از نظر خودش با عینک خیلی جذاب میشه،از خانوادش جدا شده و تنها توی ی محله کوچیک زندگی می کنه،موهاش رو یروز که توی خونه حوصلش سر رفت صورتی کرد و خوشش نیومد ولی به خودش زحمت نداده درستش کنه،موهاش همیشه شلختس ولی خوشگله
تایپ mbtiش:entp
قدرت:هر قدرتی بخواد (ولی باید همه قانونای اون قدرت و همه جزئیاتشو بدونه اگه حتی ی جزئیات ریز رو ندونه اون قدرتی که میخواد کار نمیکنه و بجاش ی قدرت رندوم که قبلا استفاده کرده بود براش میاد) هیچکس جز خانوادش و اومی نمیدونن قدرت داره و یروز که توی یکی از دستشویی های عمومی داشت دستاش رو میشست از قدرتش استفاده کرد ولی اومی اونجا بود و همه چیز رو دید و بعدش باهم دوست شدن
چون توی چشم کشیدن خوب نیستم چشم براش نکشیدم
اسم:یامی
فامیل:هایاشی
سن:24
خانواده: ساتسوجین(برادر ناتنی)،کیرا(خواهر)،رین(مادر)
*پدر چند ماه قبل از بدنیا اومدن کیرا مرد و کسی هم نمیدونه چجوری مرد حتی کسی اسمش هم نمیدونه جز مادر*
دوستان:اومی،کار کنای کافه،کل محله میشناسنش
علاقه ها:کیرا،اومی،چیزای ترش،گربه ها و سگ ها،هودی،اهنگ،گوشی،ادمای جالب،گشتن توی همه کشور ها،ازادی،خواب،موتور(بلد نیست)،قرمز و سیاه ابی،پیتزا،رقصیدن(جلوی کسی عمرا برقصه) نارنگی
تنفرات:ساتسوجین،صدای کلید،صداهای خیلی بلند،هویج رو غذا
شخصیت:اعتماد به نفس زیادی داره و بنا به دلایلی از برادرش متنفره،شبا وقتی مطمعن میشه تنهاست یا سایه خودش بازی میکنه،اتاقش رو پر از نامه های قدیمی که خودش درست کرده میکنه،بعضی وقتا عینک میزنه و از نظر خودش با عینک خیلی جذاب میشه،از خانوادش جدا شده و تنها توی ی محله کوچیک زندگی می کنه،موهاش رو یروز که توی خونه حوصلش سر رفت صورتی کرد و خوشش نیومد ولی به خودش زحمت نداده درستش کنه،موهاش همیشه شلختس ولی خوشگله
تایپ mbtiش:entp
قدرت:هر قدرتی بخواد (ولی باید همه قانونای اون قدرت و همه جزئیاتشو بدونه اگه حتی ی جزئیات ریز رو ندونه اون قدرتی که میخواد کار نمیکنه و بجاش ی قدرت رندوم که قبلا استفاده کرده بود براش میاد) هیچکس جز خانوادش و اومی نمیدونن قدرت داره و یروز که توی یکی از دستشویی های عمومی داشت دستاش رو میشست از قدرتش استفاده کرد ولی اومی اونجا بود و همه چیز رو دید و بعدش باهم دوست شدن
- ۱.۵k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط