عشق پنهان پارت ۲۵

عشق پنهان
Part25
تو اتاق بودم و داشتم کاغذ بازی میکردم که سانزو میاد داخل برمیگردم و بهش نگاه میکنم
کینو:چیشده؟
سانزو:کاکوچو رو گرفتن
کینو:جانم؟
سانزو:الان دارن میبرنش زندان
با این حرف مثل جت از جام پا میشم و اسلحمو برمیدارم میام که همینجوری برم نجاتش بدم که سانزو جلومو میگیره
سانزو:کجا باید با نقشه بری تنها هم نمیشه بری
کینو:بذار برم خودم میدونم چیکار کنم
سانزو:نمیشه اگه بری و بلایی سرت بیاد مایکی سر از تنم جدا میکنه
به هر حال بعد هزار بدبختی منو راضی میکنه میریم پایین تا جلسه برگزار کنیم اما وقتی به بهونه برداشتن فلش از تو ماشین میرم بیرون از همونجا فرار میکنم و بدون هیچ اطلاعی میرم دنبال کاکوچو از شانس خوبم سر راه دقیقا ماشینی که کاکوچو داخلش بودو میبینم تعقیبش میکنم و نقشمو پیاده میکنم زنگ میزنم به یکی از زیر دستام و میاد پیشم
زیر دست:چیکار کنم رئیس؟
کینو:بپر جلد ماشین پلیسا و جلب توجه کن
زیر دست:چشم
پسره یکی از عابر پیاده رو میگیره و با چاقو زیر گلوش میپره جلو ماشین پلیسا ماشینا وایمیسن و پلیسا از ماشین پیاده میشن و دقیقا دوتا پلیس داخل ماشین کاکوچو هم پیاده میشن هیئت که حواسشون پرت میشه میپرم تو اون ماشینی که کاکوچو بود و گازشو میگیرم و میرم همه میوفتن دنبالم با ماشین و سعی میکنن از پشت پنجره منو با تیر بزنن
کاکوچو:خل شدیییی؟چیکار میکنییییی؟
کینو:آره خل شدمممم
نیشخند میزنم و از همه تیرا جاخالی میدم و میرم داخل کوچه های پیچ تو پیچ تا گمم کنن وقتی گمم کردن از ماشینو پارک و ازش پیاده میشم و کاکوچو رو پیاده میکنم ماشینو همونجا می‌ذارن و از پله های مخفی که فقط رئیسای بونتن میدونن کجان فرار میکنیم و میریم سوار یه ماشین میشیم و میریم عمارت همین که پامونو میذاریم داخل با سانزو که حاله ترسناکی دورشو گرفته بود و دست به سینه منتظر ما بود روبرو میشیم
سانزو:کجا بودی؟
کینو:رفتم کاکوچو رو آوردم
کاکوچو:من دخالتی نمیکنم
کاکوچو که رفت سانزو منو کشوند و برد تو آشپزخونه که خالی بود
سانزو:مگه نگفتم تنها نرو
کینو:منم گفتم یه نقشه دارم و اجراش میکنم
سانزو:و منم گفتم همه باهم اجراش کنیم
کینو:اما اگر به زندان میرسید جواب نمیداد
سانزو:نمیگی اتفاقی برات بیوفته؟اگه چیزیت میشد....(با داد*)
میپرم وست حرفش
کینو:چی؟مایکی تورو میکشه ؟اره اره میدونم البته که میدونم اما من بچه نیستم که کسی بخواد از من مراقبت کنه جدا از اون یه جور میگی منو میکشه منو میکشه میکنی انگار خیلی برای زندگیت ارزش قائلی(با داد*)
سانزو دستشو میبره عقب و یدونه محکم میزنه زیر گوشم انقد محکم که درجا کبود میشه و لبم پاره میشه


ادامه دارد........
دیدگاه ها (۸)

عشق در گنگ

stolen

سلااااااااااام 👋🏻 خیلی خلاصه میرم سراغ پارت بعد لطفاً جرم ند...

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۵ویو لیاـبالاخره جلوی خونه رس...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

سناریو سانزو

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

part 75الینا:بعد از اینکه مامان و بابام منو از داداشم گرفتن ...

ساعت 1:56 دقیقه شب ویو اسمیت داشتم داخل ماشین پروند را می‌خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط