پارت۵
ویو آیکو:
سر کلاس بودیم زنگ آخر بود، داشتم میمردم پس چرا این زنگ فلان فلان شده نمی خورد؟؟
😩
همینطوری داشتم تو سرم غر میزدم ک به سرم زد روی اون جوجه تیغیه کرم بریزم
ولی دقیقا در زمان نامناسب زنگ خورد 🗿 _ _
شوتو: آیکو، جمع کن بریم
آیکو: خا، باشه🗿( بچه ضد حال خورده ، میخواست کرم بریزه😔🦥)
پرش زمانی به فردا:
تو حیاط مدرسه:
ویو ایکو:
داشتیم میرفتیم تو کلاس ک چشمم به جوجه تیغی افتاد، فکر های شرورانه ای اومد تو ذهنم، اما گذاشتمش برای سر کلاس،
بعدشم رفتیم تو کلاس🗿
سر کلاس:
حوصلم سر رفت پس ی کاغذ برداشتم و روش ی چیزی نوشتم و دادم به یکی ، که بده به جوجه تیغی
اونم داد ب جوجه تیغی
ویو جوجه تیغی🦔:
یهو یک از نفله ها یه برگه بهم داد ، روش نوشته بود از طرف پرنسس آیکو به شاهزاده جوجه تیغی ( 🗿😂)
دیدم توش نوشته، فک کنم داره ازت خوشم میاد ، کی میای خاستگاری ! (😂😂😂💃)
چییی؟؟ نفلهههههه!
ویو آیکو:
جوجه تیغی برگه رو باز کرد و خوندش بعد دیدم سرخ شده و داره از عصبانیت منفجر میشه وایی خدایا چقد خنده دار شده بود😂😂😂
بدبخت کف کرده بود🗿
خلاصه تو همین فکرا بودم و داشتم به جوجه تیغی میخندیدم ک یهو آژیر مدرسه صدا داد و...
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_،-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
دوستان نمیدونستم چی بنویسم پس اینو نوشتم(🗿)
و همچنان تاکید میکنم که باید کامنت بزارید و نظر هاتون رو بگید، تغییری تو فیک هم خواستید بگویید
سایوناراا🌸🌸🗿💃🦔
سر کلاس بودیم زنگ آخر بود، داشتم میمردم پس چرا این زنگ فلان فلان شده نمی خورد؟؟
😩
همینطوری داشتم تو سرم غر میزدم ک به سرم زد روی اون جوجه تیغیه کرم بریزم
ولی دقیقا در زمان نامناسب زنگ خورد 🗿 _ _
شوتو: آیکو، جمع کن بریم
آیکو: خا، باشه🗿( بچه ضد حال خورده ، میخواست کرم بریزه😔🦥)
پرش زمانی به فردا:
تو حیاط مدرسه:
ویو ایکو:
داشتیم میرفتیم تو کلاس ک چشمم به جوجه تیغی افتاد، فکر های شرورانه ای اومد تو ذهنم، اما گذاشتمش برای سر کلاس،
بعدشم رفتیم تو کلاس🗿
سر کلاس:
حوصلم سر رفت پس ی کاغذ برداشتم و روش ی چیزی نوشتم و دادم به یکی ، که بده به جوجه تیغی
اونم داد ب جوجه تیغی
ویو جوجه تیغی🦔:
یهو یک از نفله ها یه برگه بهم داد ، روش نوشته بود از طرف پرنسس آیکو به شاهزاده جوجه تیغی ( 🗿😂)
دیدم توش نوشته، فک کنم داره ازت خوشم میاد ، کی میای خاستگاری ! (😂😂😂💃)
چییی؟؟ نفلهههههه!
ویو آیکو:
جوجه تیغی برگه رو باز کرد و خوندش بعد دیدم سرخ شده و داره از عصبانیت منفجر میشه وایی خدایا چقد خنده دار شده بود😂😂😂
بدبخت کف کرده بود🗿
خلاصه تو همین فکرا بودم و داشتم به جوجه تیغی میخندیدم ک یهو آژیر مدرسه صدا داد و...
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_،-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
دوستان نمیدونستم چی بنویسم پس اینو نوشتم(🗿)
و همچنان تاکید میکنم که باید کامنت بزارید و نظر هاتون رو بگید، تغییری تو فیک هم خواستید بگویید
سایوناراا🌸🌸🗿💃🦔
- ۲۷.۵k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط