عشقی از نوع اجبار. پارت۹
Part:9 عشقی از نوع اجبار
ات ویو :
+فیلیکس چرا تو فکری؟
÷ هان هیچی داشتم به این موضوع فکر میکردم
+اهان خب نظرت چیه؟
÷نظری ندارم ولی ات بدون/دست ات رو گرفت/ من و پدرم هم همیشه هستیم و در عوضش چیزی ازتون نمیخوام
+آره ول....
/جونگ کوک پرید وسط حرف ات/
_ولی این وصلت صورت گرفته و ما خسارات رو پرداخت کردیم و دیگه دیره / نیشخند
+فیلیکس اینا رو ولش کن دیگه اتفاقی هست که افتاده و ما بعد ۱ سال جدا میشیم تازه الانم فقط تظاهر میکنیم خب از آمریکا بگو از کارایی که کردی
÷میگم چشم حتما اما بیا اول بخوابیم فردا ریز به ریز واست تعریف میکنم
+باشه خب کجا میخوابی تخت من ۲ نفره هست و بزرگه جای سه تامون میشه پس بیان بخوابیم ات و فیلیکس و کوک رو تخت دراز کشیدن اول ات خوابید ولی کوک و فیلیکس داشتن به حرف های ات فکر میکردن
فکر فیلیکس:باید ازدواج کنیم به خاطر شرک
فکر کوک:این یه ازدواج موقت هستش و ما بعد ۱ سال جدا میشیم
بعد چند ساعت فیلیکس و کوک هم خوابیدن
ات ویو:
صبح از خواب بیدار شدم و یهو چشمم به چیزی افتاد که داشتم سرش از خنده پاره میشدم مگه من وسط نبودم پس چرا الان فیلیکس و کوک تو بغل هم هستن دست کوک زیر سر فیلیکس و دست فیلیکس یکیش سینه ی کوک و دیگری دور گردن کوک سریع ازشون چند تا عکس گرفتم خواستم اذیتشون کنیم واسه همین رفتم نزدیک بهشون و بالای سرشون ایستادم و گفتم: عشقم نفسم زندگیم بیدار شو دیگه چقدر میخوابی آخه قربونت بشم همون موقع اول فیلیکس گفت
÷از ات عشقم بزار یه کف بخوابم بعد دستش رو از سینه ی کوک برداشت و صاف گذاشت که خورد به دل کوک
÷آخ ات جونم کی انقدر ورزش کردی چقدر اندامت عالی شده
ات×به زور داشتم جلوی خندم رو میگرفتم
دوباره کوک رو با همون جلمه ها صدا کردم
_عشقم بزار بخوابیم خیلی خستم
_آخ نفسم تو از کی مو هات آنقدر کوتاه شده تو که موهات خیلی بلند بود هر دوشون بین خواب بیداری بودن که کم کم چشماشون رو باز کردن و با دیدن هم تو اون پوزیشن جیغی زدند منم که از خنده دل درد گرفته بودم و افتاده بودم زمین
کوک سریع پتو رو کشید تا گردنش فیلیکس هم همین کار رو کرد وای یهو نگاهشون افتاد به من که داشتم پاره میشدم من از خنده دیگه چشمام پر اشک شده بودن
ات ویو :
+فیلیکس چرا تو فکری؟
÷ هان هیچی داشتم به این موضوع فکر میکردم
+اهان خب نظرت چیه؟
÷نظری ندارم ولی ات بدون/دست ات رو گرفت/ من و پدرم هم همیشه هستیم و در عوضش چیزی ازتون نمیخوام
+آره ول....
/جونگ کوک پرید وسط حرف ات/
_ولی این وصلت صورت گرفته و ما خسارات رو پرداخت کردیم و دیگه دیره / نیشخند
+فیلیکس اینا رو ولش کن دیگه اتفاقی هست که افتاده و ما بعد ۱ سال جدا میشیم تازه الانم فقط تظاهر میکنیم خب از آمریکا بگو از کارایی که کردی
÷میگم چشم حتما اما بیا اول بخوابیم فردا ریز به ریز واست تعریف میکنم
+باشه خب کجا میخوابی تخت من ۲ نفره هست و بزرگه جای سه تامون میشه پس بیان بخوابیم ات و فیلیکس و کوک رو تخت دراز کشیدن اول ات خوابید ولی کوک و فیلیکس داشتن به حرف های ات فکر میکردن
فکر فیلیکس:باید ازدواج کنیم به خاطر شرک
فکر کوک:این یه ازدواج موقت هستش و ما بعد ۱ سال جدا میشیم
بعد چند ساعت فیلیکس و کوک هم خوابیدن
ات ویو:
صبح از خواب بیدار شدم و یهو چشمم به چیزی افتاد که داشتم سرش از خنده پاره میشدم مگه من وسط نبودم پس چرا الان فیلیکس و کوک تو بغل هم هستن دست کوک زیر سر فیلیکس و دست فیلیکس یکیش سینه ی کوک و دیگری دور گردن کوک سریع ازشون چند تا عکس گرفتم خواستم اذیتشون کنیم واسه همین رفتم نزدیک بهشون و بالای سرشون ایستادم و گفتم: عشقم نفسم زندگیم بیدار شو دیگه چقدر میخوابی آخه قربونت بشم همون موقع اول فیلیکس گفت
÷از ات عشقم بزار یه کف بخوابم بعد دستش رو از سینه ی کوک برداشت و صاف گذاشت که خورد به دل کوک
÷آخ ات جونم کی انقدر ورزش کردی چقدر اندامت عالی شده
ات×به زور داشتم جلوی خندم رو میگرفتم
دوباره کوک رو با همون جلمه ها صدا کردم
_عشقم بزار بخوابیم خیلی خستم
_آخ نفسم تو از کی مو هات آنقدر کوتاه شده تو که موهات خیلی بلند بود هر دوشون بین خواب بیداری بودن که کم کم چشماشون رو باز کردن و با دیدن هم تو اون پوزیشن جیغی زدند منم که از خنده دل درد گرفته بودم و افتاده بودم زمین
کوک سریع پتو رو کشید تا گردنش فیلیکس هم همین کار رو کرد وای یهو نگاهشون افتاد به من که داشتم پاره میشدم من از خنده دیگه چشمام پر اشک شده بودن
- ۴.۸k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط