.
.
.
اگر عاشق کسی دیگر شوم،
.
.
دیگر همانند گذشته دلتنگ ات نمی شوم .
.
حتی دیگر گاه به گاه ، گریه هم نمی کنم .
.
در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاری ست ،
چشمانم پُر نمی شود .
.
.
تقویم روزهای نیامدنت را هم دور انداخته ام .
.
.
کمی خسته ام ، کمی شکسته .
.
کمی هم نبودنت مرا تیره کرده است .
.
اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را
.
هنوز یاد نگرفته ام .
.
.
تنها “خوبم” هایی روی زبانم چسبانده ام .
.
مضطربم .
فراموش کردن تو علیرغم اینکه میلیونها بار به حافظه ام سر می زنم
.
و نمی توانم چهره ات را به خاطر بیاورم ، من را می ترساند .
دیگر آمدنت را انتظار نمی کشم .
حتی دیگر از خواسته ام برای آمدنت گذشته ام .
.
اینکه از حال و روزت باخبر باشم ، دیگر برایم مهم نیست .
.
بعضی وقتها به یادت می افتم ،
.
.
با خود می گویم : به من چه ؟
.
.
درد من برای من کافی ست .
.
آیا به نبودنت عادت کرده ام ؟
.
.
از خیال بودنت گذشته ام ؟
.
.
مضطربم .
.
یا اگر عاشق کسی دیگر شوم ؟
.
.
باور کن آن روز تا عمر دارم تو را نخواهم بخشید
.
اگر عاشق کسی دیگر شوم،
.
.
دیگر همانند گذشته دلتنگ ات نمی شوم .
.
حتی دیگر گاه به گاه ، گریه هم نمی کنم .
.
در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاری ست ،
چشمانم پُر نمی شود .
.
.
تقویم روزهای نیامدنت را هم دور انداخته ام .
.
.
کمی خسته ام ، کمی شکسته .
.
کمی هم نبودنت مرا تیره کرده است .
.
اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را
.
هنوز یاد نگرفته ام .
.
.
تنها “خوبم” هایی روی زبانم چسبانده ام .
.
مضطربم .
فراموش کردن تو علیرغم اینکه میلیونها بار به حافظه ام سر می زنم
.
و نمی توانم چهره ات را به خاطر بیاورم ، من را می ترساند .
دیگر آمدنت را انتظار نمی کشم .
حتی دیگر از خواسته ام برای آمدنت گذشته ام .
.
اینکه از حال و روزت باخبر باشم ، دیگر برایم مهم نیست .
.
بعضی وقتها به یادت می افتم ،
.
.
با خود می گویم : به من چه ؟
.
.
درد من برای من کافی ست .
.
آیا به نبودنت عادت کرده ام ؟
.
.
از خیال بودنت گذشته ام ؟
.
.
مضطربم .
.
یا اگر عاشق کسی دیگر شوم ؟
.
.
باور کن آن روز تا عمر دارم تو را نخواهم بخشید
- ۷.۷k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط