{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تصویر نوشتاری از حادثه طوفان اخیر مکه توسط دکتر حسن زهی ا

تصویر نوشتاری از حادثه طوفان اخیر مکه توسط دکتر حسن زهی از برادران بلوچ:
تقدیم به شهدای مطاف
مولوی در مثنوی متنی دارد به این ترتیب که خدایا دوستم داشته باش و سپس عاشقم بشو و سپس مرا بکش و بعدش خونبهایم را بده و خونبهایم خود خدا باشد.
بعد از چند روز و پس از تالم شدید و تفکر چند خطی می نویسم امیدوارم آن فضای عاشقانه را ترسیم کنم. جمعه عصر و پس از ادای نماز عصر وجهت طواف بیت الله شریف وارد مطاف یا همان محل طواف به اتفاق همسرم شدم. باران ابتدا نم نم و با رعد و برق و وزیدن بادی که هر لحظه بر شدت آن افزوده میشد. تصمیم به شروع هفت شوط طواف را داشتم و همراهم را به اصرار وارد صحن بین سازه و بیت الله کردم.فضای به کلی تغییر کرد و اکنون شدت باد در حدی بود که می توانست انسان را راحت بر سنگ فرشهای مطاف جابجا کند و تشعشع برق تا زمین می رسید و صدای باد و صدای رعد همراه با قطرات درشت باران و گاهی تگرگ بسیار خوفناک بود. اطراف را نگاه می کردم و به سمت بیت الله حرکت را شروع کردم. انسانهای شیفته و شیدا در حال راز و نیاز و گریه با رب خود بودنند. خدمه وظیفه شناس در حالی که خیس بود همچنان آبها را هدایت می کرد که مهمانان خدا زمین نخورند و راهنما های میزبان به مردم آرامش می دادند و آن طرف تر مادری محکم دستهای کوچک دو فرزندش را گرفته بود که آسیب نبینند و مجنونان عاشق گرد کعبه می چرخیدند.
اکنون من درعرض ثانیه ها به چند قدمی کعبه رسیده بودم و ناگهان صدای شبیه به انفجار سرم را به سمت صدا بر گرداند. سبحان الله سقوط و قبل آن چند تکه شدن جرثقیل و افتادن یک و نیم تن قرقره و دکل در حدود چند متر در چند متر درست در محل حضور مادر لحظات قبل .پر کشیدن شهید بزرگوار سرهنگ هاشمزهی و خدمه و مادرو کودکانش و خدمه زحمت کش و بسیاری از دلدادگان رب العالمین.
اوج مجلس عاشقی سماع رسیده بود. جیغ ممتد زنان و سراسیمگی مردان و زجه مجروحان و خون سرخ شهدا که آن قسمت از مطاف را رنگی کرده بود و من مانده بودم حیران دربرابر این همه اتفاقات عجیب و غریب. این در چند تشرف اولین بار نبود که به زحمت و سختی می افتادم اما هیچگاه حرم امن الهی این چنین نشده بود. با صدای همراهم به خود آمدم که فریادمی زد دکل بعدی قطعا بر سر ما فرود خواهد آمد. وگریه و زاری و توبه همراه با سرگشتگی به هم پیچیده شده بود. بر حسب شغلم فوری فضا را ارزیابی کردم و دیدم هجوم جمعیت به سمت دربها و پله ها کشتاری دیگر را رغم خواهد زد.پس با صدای بلند گفتم شهادتین بخوانید و منتظر دیدار رب باشید. چرا که عطار دو بیتی دارد به این مضمون که یکی درد را پسنددویکی درمان پسندد من آن پسندم که جانان پسندد.
وگفتم مطمئن باشید که امن ترین جا در روی کره خاکی بیت الله است و شما بدانید بیرون بدتر خواهد بود که بعد دوستان نقل می کردند در هتل ها وخیابان ها مردم پریشان شده اند.باران با شدت تمام می باریدو با رعد و برق مردم مثل دسته جات بی پناه به هم فشرده می شدند. باد باشدت تمام پرده های کعبه را تکان میداد که لحظه ای فکر کردیم قیامت شده وکعبه به آسمان خواهد رفت .مرد جوان سیاه پوستی شروع به نماز خواندن نمود یاد حرف مفتی قاسم حفظه الله افتادم که می گفت در موقع سختی و پریشانی رسول الله ارشاد کرده اند به نماز. دلم می خواست کنار آن مرد مومن وآرام که با نمازش به خود و همه آرامش میداد نماز بخوانم.ولی در آن لحظات سخت وظیفه شغلی را ترجیح دادم که کمک به مردم بود.در همین حالت شهادتین و راز و نیاز و استغاثه حرفهای شیخ الاسلام حفظه الله افتادم که فرمودند در این مورد سختی ها که آب و طوفان است دعا حضرت یونس الصلاه و سلام را بخوانید.مرگ در یک قدمی و توبه از ته دل و نهایت احساس پر کاهی که هیچ نیست و در تلاطم اقیانوس گرفتار شده آماده و تسلیم رب شدیم. دعا را با صدای بلند شروع کردم لا اله الاالله انت سبحانک انی کنت من الظالمین.خدا جزای خیرت دهد سرور و آقایم جناب شیخ الاسلام که خیر دنیا و آخرت را برای می خواهی و دم مرگ هم همراهیمان کردی که راه را خطا نروییم.و همچنین سایر علما ، عزیزان من مطمئن هستم که شهید بزرگوار نیز همراهی علمای ربانی را دیدند و پر کشیدند.
اکنون با گذشت نیم ساعت و آرامش و اخلاصی که نمیشه توصیفش کرد روحمان به درجه مطمئنه رسیده بود . فریاد الله اکبر و لا اله الاالله درجوار بیت الله واجساد شهدا فضایی معنوی ایجاد کرده بود که وصفش در این مقال نگنجد.باد شروع به کاهش و باران کم کم از شدتش کاسته شد و بیت الله را چند لحظه پیش نمی دیدیم اکنون به وضوح دیده می شد و در این تولد دو باره چقدر زیبا شده بود. جمعیت آرام آرام سکون گرفتند و نماز مغرب شروع شد در رکعت اول زیبا ترین کلماتی که تا آن لحظه شنیده بودم. الم تر ان الله انزل من السماء ماءو... هو الطیف و خب
دیدگاه ها (۲)

کتاب فارسی سوم دبستان امسال

مهربانی را ببین

سبحان الله

جنت الفردوس نصیب شان باد

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

.🔸اهل نماز جمعه و تارِک نماز جمعه، مانند هم نیستند🔸🔹آیت الله...

Too Late to Bloom

🖤 سکوت. 𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀ژانر: مافیایی | رازآلود | غم...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵ویو: اتتلفن خونه زنگ خورد.خدمتکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط