"competition" "p¹⁶"
صبح!
جونگکوک با کش و قوسی که به بدتش داد بیدار شد کنار خودش تهیونگ رو دید پتو رو کنار زد لباسش تنش نبود شت نکنه نکنههههههه
جونگکوک: کیم فاکینگ تهیونگ
تهیونگ عین شوک زده ها بیدار شد
جونگکوک: چه گوهی خوردی با هام خوابیدی
تهیونگ: زر چرا میزنی اول صبحی ولم کن میخوام بخوابم
جونگکوک:هوی جواب منو بدههههه چرا لباس تنم نیست
تهیونگ یک از چشماشو باز کرد و به جونگکوک نگاه کرد
تهیونگ:اون نیپل هاتو کمتر بکن تو تو چشمم خودت دیشب لباسشو در آوردی گفتی بدون لباس راحت میخوابی
جونگکوک:بعد توهم گپه مرگته کنار من گذاشتی
تهیونگ غلتی زد : زیادی ناز بودی نتونستم ولت کن حالا بخواب هنوز تا فیلمبرداری مونده
جونگکوک سریع بلند شد تا لباسشو بپوشه تهیونگ هم ناچار بلند شد
جونگکوک:فاک فاک فاکککککک
تهیونگ:چته
جونگکوک:رو مخه هیچی از دیشب یادم نمیاد تو خونه رقیبم بیدار شدم فاک
تهیونگ: همون بهتر یادت نیاد
جونگکوک:چراااااا
تهیونگ : آه خفه بمیر اینقدر داد نزن دیشب شیرین تر رفتار میکردی تچ نا امید شدم
جونگکوک:هوففف من میرم اگه دیشب کاری کردم معذرت میخوام
تهیونگ:کجا وایسا ببینم صبحونه بخور سوپ خماری هم برات درست کنم بعد برو اینجوری بری نمیتونی سر صحنه حاضر شی باید جیغ جیغ امی رو تحمل کنی امروز
جونگکوک آروم سر صندلی نشست
تهیونگ پنکیک با شیر موز درست کرد و جلوش گذاشت
اکه میگفت برق چشماشو بخاطر شیرموز ندیده دروغ گفته بود
جونگکوک:ممنونم
تهیونگ:خواهش _ پسرکم
اون کلمه دوم رو آروم توی دلش گفت
بعدش با هم رفتن تا خونه جونگکوک تا آماده بشه و لباس جدید بپوشه و دوش بگیره
تهیونگ: نمیدونستم آماده شدنت اینقدر طول میکشه ۱ ساعته منو این پایین کاشتی
جونگکوک:مگه من گفتم منتظر بمونی
تهیونگ: از خداتم باشه
جونگکوک چشم غره ای رفت و ساکت شد
چند مین بعد استادیو
امی: تهیونگ میشه چند لحظه صحبت کنیم؟
تهیونگ باشه گفت و با امی سفت سرویس بهداشتی استادیو رفت تا صحبت کنن
خماری یا آپلود پارت جدید؟
جونگکوک با کش و قوسی که به بدتش داد بیدار شد کنار خودش تهیونگ رو دید پتو رو کنار زد لباسش تنش نبود شت نکنه نکنههههههه
جونگکوک: کیم فاکینگ تهیونگ
تهیونگ عین شوک زده ها بیدار شد
جونگکوک: چه گوهی خوردی با هام خوابیدی
تهیونگ: زر چرا میزنی اول صبحی ولم کن میخوام بخوابم
جونگکوک:هوی جواب منو بدههههه چرا لباس تنم نیست
تهیونگ یک از چشماشو باز کرد و به جونگکوک نگاه کرد
تهیونگ:اون نیپل هاتو کمتر بکن تو تو چشمم خودت دیشب لباسشو در آوردی گفتی بدون لباس راحت میخوابی
جونگکوک:بعد توهم گپه مرگته کنار من گذاشتی
تهیونگ غلتی زد : زیادی ناز بودی نتونستم ولت کن حالا بخواب هنوز تا فیلمبرداری مونده
جونگکوک سریع بلند شد تا لباسشو بپوشه تهیونگ هم ناچار بلند شد
جونگکوک:فاک فاک فاکککککک
تهیونگ:چته
جونگکوک:رو مخه هیچی از دیشب یادم نمیاد تو خونه رقیبم بیدار شدم فاک
تهیونگ: همون بهتر یادت نیاد
جونگکوک:چراااااا
تهیونگ : آه خفه بمیر اینقدر داد نزن دیشب شیرین تر رفتار میکردی تچ نا امید شدم
جونگکوک:هوففف من میرم اگه دیشب کاری کردم معذرت میخوام
تهیونگ:کجا وایسا ببینم صبحونه بخور سوپ خماری هم برات درست کنم بعد برو اینجوری بری نمیتونی سر صحنه حاضر شی باید جیغ جیغ امی رو تحمل کنی امروز
جونگکوک آروم سر صندلی نشست
تهیونگ پنکیک با شیر موز درست کرد و جلوش گذاشت
اکه میگفت برق چشماشو بخاطر شیرموز ندیده دروغ گفته بود
جونگکوک:ممنونم
تهیونگ:خواهش _ پسرکم
اون کلمه دوم رو آروم توی دلش گفت
بعدش با هم رفتن تا خونه جونگکوک تا آماده بشه و لباس جدید بپوشه و دوش بگیره
تهیونگ: نمیدونستم آماده شدنت اینقدر طول میکشه ۱ ساعته منو این پایین کاشتی
جونگکوک:مگه من گفتم منتظر بمونی
تهیونگ: از خداتم باشه
جونگکوک چشم غره ای رفت و ساکت شد
چند مین بعد استادیو
امی: تهیونگ میشه چند لحظه صحبت کنیم؟
تهیونگ باشه گفت و با امی سفت سرویس بهداشتی استادیو رفت تا صحبت کنن
خماری یا آپلود پارت جدید؟
- ۲.۲k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط