real my ill lucks(پارت ۱۹)

وسخت تر میشه اگه مجبورت کنن بغلم کنی یا حتی بدتر...
...
بی خیال!
این دیگه چه تنبیهیه؟
باید بگین بره حموم آشغال بگیره!
منم کمکش میکنم...مثال آشغاال رو می ریزم روش یا ازش فیلم می گیرم و میزارمش تو اینستا
و توییتر و فیسبوکم.
چیه؟برای منم زحمت داره.
می دونین چقدر نت باید واسه این خرگوش جهش یافته هدر بدم؟
آپا جین با جدیت میگه:
-جونگ کوک؟متوجه شدی؟
جونگ کوک با لبخند میگه:
-بله.چشم.
لعنت بهت.
اعتراض میکنم:
-ولی آپا!
آپا جین چشم غره میره:
-نه.هیچی نگو.
-ولی...
-هیچی!
دیکتاتور بزرگ!
کیم سوکجین!
این روزها همه زیر دست یک ماهیتابه به دست کار میکنند.شما چطور؟!
وقتی آپا جین و نامجون از اتاق می رن بیرون،با نگاه عمبانیم به جونگکوک زل می زنم:
-یا تو میری یه جا دیگه می کپی یا خودم!
پلک میزنه:
-ولی تنبیهم اینه که کنار تو بخوابم.
کیوت خنگ.
صبر کن.
من چی گفتم؟
کیوت؟
به این؟
من؟؟؟
نه نه نه!نگفتم.رو حرفم حرف نزنین.
اخم میکنم:
-اینکه تنبیه نیست.خیلیم خوبه.
میخنده:
-آره هیونگی ولی آپا جینت دعوات میکنه.
چرا عین بچه ها شده؟
مرتیکه صد قطبی!
خب قطعا اگه آپا جین بفهمه به حرفش گوش نکردیم،چشمامونو از کاسه در میاره و میکنه تو
دماغمون.و من هنوز هم به چشام نیاز دارم هم به دماغم.پس...
-خیله خب ولی فاصله اسالمی یه متری رو باهام رعایت میکنی.
خودمو میندازم رو تختش که عرضش شاید یک متر و یه سانتی متر باشه.
دیدگاه ها (۰)

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

سناریو جونگکوک

پارت ۴۵

قسمت دوم: فاجعه‌ای به نام صبحانهبعد از نیم ساعت دعوا، تصمیم ...

خب داستان از این قراره که تهیونگ و جونگ کوک باهم دعوا شون شد...

BTS Reaction | وقتی شب دیر میای خونهنامجون:همین که وارد می‌ش...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲ | «همون آدم قبل...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط