یک روز از فکر کردن به تو دست می کشم

یک روز از فکر کردن به تو دست می کشم
می روم سراغ کارهای ناتمام
شعرهای نگفته
نشست و برخاست با سایه ها
خیابان گردی های بی سلام.
کارهایم که تمام شد
من می مانم و یک عالمه وقت
من می مانم و تحمل ثانیه های سخت!
آن وقت می نشینم و
سر فرصت
به تو فکر می کنم.

#مریم_نوابی_نژاد
دیدگاه ها (۳)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

عاشقانه های شبنم

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

**پارت ۱۳ *در با صدای مهیبی بسته شد و قفل چرخید. جونگکوک کتش...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش دوم_ریون از بغلم بیرون می‌جهد و می‌پرد روی...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط