⛓ Part 6⛓ ⛓My moon⛓

ویوات

که یهو هیچی😅نشدلین لیای عوضی( رفیق ات) تو سرم انداخته

بود که برم کلی تتو بزنم روی بدنم هیچی یه وقت گرفتم که فردا

برم

ویو ته

رفتیم خونت دیدم ات داره اماده میشه برا جایی پس اومدم

بپرسم ببینم کجا میره که یعو رفت

ویو ات

رفتم تتو زدم اومدم استرژ داشتم که ته کاریم نداشتته باشه

(تتوی بدنش اسلاید پنج)

( اسلاید۲ رژ لبش)

(اسلاید ۳ میکاپش با پرسینگش)

(اسلاید ۴ تتوی دستش)

تا رفتم خونه ...


ته: های بیب........😠

ات: ت..ته....تهیونگگگ( ترس)

ته : ات این چه کاری بود که کردییی؟؟؟ ( داد)

ات: ساری ددی

ته: الان بهت نشون میدم که دیگه نباید به حرب های اون لیا گوش کنی

ات: د..دد.....ددی ته لطفا سارییی

ته: نه نه بیبی یهو شروع کرد به بوسیدنم بعد رفت سراغ لباسمو....... ‌ ( اگه اسماتشو میخوای بپر پی وی )




خب بچه ها از این به بعد پارتا ی بعدو ساعت ۴ بعد از ظهر میزارممم لطفا حماید کنید

شرطا هم

۲۰ تا لایک

۲۰ تا کامنت

بابای تا پارت بهددد💜💜💜
دیدگاه ها (۰)

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

پارت ۳ ( آسانسور عشق ) تا رسیدم تهیونگ دم در منتظرم بود ــ ...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

پارت ۲۶

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

Part 40

خیانت شکیوت p6

#ازدواج_اجباری_توسط_پدربزرگ #part42 که گرفت لبای ات رو مک زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط