☆سادیسمی من
ویوات
با حس بدن درد بلند شدم بدنم باند پیچی شده بود اون عوضی اینکارو باهامون کرد چ..چی ا..اینا چ..چین
ته: عا بیدار شدی
ات: آ..ا..ا..ره( ترسیده)
ته: چرا لکنت گرفتی .....ازم میترسی ( جدی و مهربون)
ات: ا..ا..اره( اروم)
ته: چرا
ات: ب..ب..بن..بنظرت ک..کسی ک..که ب....با ب.بچه و م..مادر ب.ب.بچش ا..این جوری میکنه ادم نباید بترسه( آروم و ترسیده)
ته: ات منو ...منو ببخش( میره جلو و می خواد بغلش کنه)
ات: ( ترسیده و میرع عقب)
ته: ات منو بخش من...من کنترلم دست خودم نبود
ات: من من میترسم( بغضش تبدیل به گریه شد)
ته: اروم باش منو ببخش خوب ( بغلش کرده)
ات: به...به ی.یه شش.شرط
ته: هر چی باشه قبوله
ات: د..دیگه دست رو ...م.منو ب.بچه ب.ببلند نشه
ته: باشه قول میدم قول قول
۴ ماه بعد
ویو ات
شکمم گنده شده تهیونگ رفتارش با ما بهتر شده بچه دختره و می خوایم اسمشو بزاریم تها(🗿😅)کیم تها بچه ای که به اجبار به وجود اومد که خواسته من نبود مجبورم باهاش بسازم هنوز ازش میترسم نباید این شغل رو انتخاب می کردم ویارم خیای شدید شده
ویو کوک
دوباره ات ناپدید شد شروع کردم به تحقیقات که فهمیدم کیم تهیونگ یه مافیاعه و بزور ات رو زن خودش کرده
جیمین: کوک ....کوک( داد)
کوک: بلهههعه
شوگا: کوک.....کوک
کوک: بلهههههه روانیم کردین
جیمین و شوگا: کیم تهیونگ فهمیده داری دربارش اطلاعات جمع میکنی
کوک: چیییییی لعنتی( عربده)
نامجون و جیهوپ: کوک .....کوک تلفننننن تهیونگه
کوک: الو
ته: هه جئون جونگکوک فک کردی هر قلطی کنی من نمی فهمم
کوک: لعنتی بگو خواهرم کجاست (عربده)
ته: خواهری که میگی زن منه که از من بچه هم داره
کوک: تو بزور اینکارو باهاش کردی تو بزور زن خودت کردیش پیدات میکنم کیم تهیونگ
ته: اگه دست از این کارت برنداری خواهرتو می فرستم اون دنیا
کوک: تو خیلی گوه می خوری
ته: من نمی خورم تو با نون بخور سیر شی
کوک: درد
ته": کوفت
کوک: زهر مار
ته: خلاصه گفتم برنداری خواهرت دو سوته اون دنیاست و با بچش
کوک: حداقل بزار ببینمش
ته: بعد از زایمان ۲ ماه دیگه
کوک: باشه
ته: پسسسسس ( قطع میکنه)
جین: چی گف
نامجون: چیشد
شوگا: جیکار کرد
جیمین : گف حوالش خوبه
جیهوپ: د بگو دیگه
کوک: عههههههههه( عربده) گفت دست از تحقیق بر دارم وگر نه ات رو میکشه
اعضا: چیییییییی
کوک: آرهههه
عمارت
ته: من اومدم بیب
ات: تهیونگ کو کجاست
ته: اروم دختر وایستا بیام تو بفرما اینم کیک پر از خامه
ات: خوب چیکار کنم این دختر فوضول می خواد
ته : وایستا ببینم کجا پس ویار من چی
ات: هوفففف بیا( لبشو میبوسه)
ادامه دارد......
میزنمتون اگه کامنت نزارید
با حس بدن درد بلند شدم بدنم باند پیچی شده بود اون عوضی اینکارو باهامون کرد چ..چی ا..اینا چ..چین
ته: عا بیدار شدی
ات: آ..ا..ا..ره( ترسیده)
ته: چرا لکنت گرفتی .....ازم میترسی ( جدی و مهربون)
ات: ا..ا..اره( اروم)
ته: چرا
ات: ب..ب..بن..بنظرت ک..کسی ک..که ب....با ب.بچه و م..مادر ب.ب.بچش ا..این جوری میکنه ادم نباید بترسه( آروم و ترسیده)
ته: ات منو ...منو ببخش( میره جلو و می خواد بغلش کنه)
ات: ( ترسیده و میرع عقب)
ته: ات منو بخش من...من کنترلم دست خودم نبود
ات: من من میترسم( بغضش تبدیل به گریه شد)
ته: اروم باش منو ببخش خوب ( بغلش کرده)
ات: به...به ی.یه شش.شرط
ته: هر چی باشه قبوله
ات: د..دیگه دست رو ...م.منو ب.بچه ب.ببلند نشه
ته: باشه قول میدم قول قول
۴ ماه بعد
ویو ات
شکمم گنده شده تهیونگ رفتارش با ما بهتر شده بچه دختره و می خوایم اسمشو بزاریم تها(🗿😅)کیم تها بچه ای که به اجبار به وجود اومد که خواسته من نبود مجبورم باهاش بسازم هنوز ازش میترسم نباید این شغل رو انتخاب می کردم ویارم خیای شدید شده
ویو کوک
دوباره ات ناپدید شد شروع کردم به تحقیقات که فهمیدم کیم تهیونگ یه مافیاعه و بزور ات رو زن خودش کرده
جیمین: کوک ....کوک( داد)
کوک: بلهههعه
شوگا: کوک.....کوک
کوک: بلهههههه روانیم کردین
جیمین و شوگا: کیم تهیونگ فهمیده داری دربارش اطلاعات جمع میکنی
کوک: چیییییی لعنتی( عربده)
نامجون و جیهوپ: کوک .....کوک تلفننننن تهیونگه
کوک: الو
ته: هه جئون جونگکوک فک کردی هر قلطی کنی من نمی فهمم
کوک: لعنتی بگو خواهرم کجاست (عربده)
ته: خواهری که میگی زن منه که از من بچه هم داره
کوک: تو بزور اینکارو باهاش کردی تو بزور زن خودت کردیش پیدات میکنم کیم تهیونگ
ته: اگه دست از این کارت برنداری خواهرتو می فرستم اون دنیا
کوک: تو خیلی گوه می خوری
ته: من نمی خورم تو با نون بخور سیر شی
کوک: درد
ته": کوفت
کوک: زهر مار
ته: خلاصه گفتم برنداری خواهرت دو سوته اون دنیاست و با بچش
کوک: حداقل بزار ببینمش
ته: بعد از زایمان ۲ ماه دیگه
کوک: باشه
ته: پسسسسس ( قطع میکنه)
جین: چی گف
نامجون: چیشد
شوگا: جیکار کرد
جیمین : گف حوالش خوبه
جیهوپ: د بگو دیگه
کوک: عههههههههه( عربده) گفت دست از تحقیق بر دارم وگر نه ات رو میکشه
اعضا: چیییییییی
کوک: آرهههه
عمارت
ته: من اومدم بیب
ات: تهیونگ کو کجاست
ته: اروم دختر وایستا بیام تو بفرما اینم کیک پر از خامه
ات: خوب چیکار کنم این دختر فوضول می خواد
ته : وایستا ببینم کجا پس ویار من چی
ات: هوفففف بیا( لبشو میبوسه)
ادامه دارد......
میزنمتون اگه کامنت نزارید
- ۲۰۷.۳k
- ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط