شوهر یا ارباب

ویوی کوک
رفتم توی اتاقم داشتم به حرفهای تهیونگ فکر می کردم تهیونگ راست میگه چون بچس می تونم دوباره همون جوری که می خوام بسازمش اما خوب به روش خودم می خوام این کار رو کنم با کتک و ترس همه آدم میشن
(نکته:جونگ کوک سادیسم و مشکل کنترل خشم داره)
اما خوب بدیش اینه که مامان و بابا نمی زارن بزنمش یا حتی سرش داد بزنم اما کی می خواد بفهمه وقتی از این خونه قراره بریم پس بیخیال شدم و رفتم پایین یه چیزی بخورم ای که چقدر گشنمه
ویوی مین
آجوما که رفت رفتم حموم بعد رفتم خوابیدم
پرش زمانی به یک ساعت بعد
چشمام رو باز کردم هوا تاریک شده بود به ساعت نگاه کردم ساعت ۸:۲۰ دقیقه بود رفتم دستشویی کارای لازم رو انجام دادم صورتم رو شستم رفتم بیرون مو هام رو شونه کردم لباسم رو اوز کردم رفتم پایینتا در رو باز کردم اون پسره که آجوما گفت اسمش جونگ کوکه هم با من همزمان در رو باز کرد اتاقامون رو به روی همدیگه بود پس بنابراین باهاش چشم تو چشم شدم و مجبور شدم بهش سلام کنم
+سلام(ادای احترام)
-سلام
با هم رفتیم پایین و با کمال ما باوری جفتمون رفتیم تو آشپز خونه و همزمان آجوما رو صدا کردیم
-+آجوما
-تو هم با آجوما کار داری
+آره یکم گشنمه
-منم پس باید با هم غذا بخوریم...حالا چی می خوری
+برام فرقی نمیکنه
-آجوما
§بله ارباب... سلام بانوی جوان
+سلام
-منم و مین سو گشنمونه
§چی می خوری ارباب درست کنم
-یکم پاستا با شیر موز
§چشم
+منم شیر موز می‌خوام
-ببین دختر جون چون بهت یکم رو دادم دلیل نمیشه اجازه داشته باشی به شیر موزای من دست بزنی اونا رو کسی به غیر از من اجازه خوردنش رو ندارم
+چرا اون وقت
-چون...
§چون ارباب از بچگی عاشق شیر موز بودن و به هیچ کسی اجازه خوردن شیر موزشون رو نمی دادن
+آها پس شیر توت فرنگی دارید؟
§بله بانو من الان شیر موز و شیر توت فرنگی و پاستا رو درست می کنم
-باشه مین سو تو گیم بلدی
+آره چطور -بیا بازی کنیم حوسلم سر رفته
-باشه پس من برم دسته های بازی رو بیارم تو هم برو بشین جلوی تلویزیون
+باشه
دیدگاه ها (۰)

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

سناریو🎀وقتی همش بوسش می کنی[شوهر مونن]💫نامجون:وای من خسته شد...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

[چند پارتی]

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

با اجازه غزلی تازه فدایت کردمبر سر سجده نه در شعر دعایت كردم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

Dark hearth

_۱ ساعت بعد_زینگ.....زینگته:فک کنم یونگی اومدکوک:اومدنته:اره...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط