شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم

شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم
نشستم زیر دیواری به یادت گریه ها کردم

بساطم بود خالی تا کنم فرش قدم هایت
حریری گریه را آورده فرش جاده ها کردم

شهید ناوک نازت شدم در کار زار عشق
نشستم دست و پایت را به خون خود حنا کردم

تجلی کرد در چشمم شبی محراب ابرویت
شدم در سجده و تا نیمه های شب دعا کردم

صدای گریه ام پیچید در آفاق تنهایی
تر از دور دست خاطرات خود صدا کرد

دلشده ها:
اگر میتوانی ...
اقیانوس باش ، اگر نه دریا باش
اگر نه حداقل رودخانه باش
اگر نمیتوانی یک رود کوچک باش اما
هرگز مرداب نشو
نهری باش جاری ، زلال و مهربان
و با جوشش زیبایت مهربانی را به همه هدیه کن
وقتی جاری باشی ، هم زنده ای و هم به دیگران زندگی میدهی
سبزه های کنار رود را دیده ای؟
چه زیبا چشم را نوازش میدهد و ماورای آن پروانه های لطیف و زیبا
اینها بخاطر مهربانی و سخاوت نهر کوچک اما جاری است..
پس کوچک باش اما جاری شو
که خدا همیشه و همه جا با توست..

شب بر همگی خوش و آرام

‌
دیدگاه ها (۴)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1وقتی خانوادت مجبورت میکنن از کوک جدا بشی.«ویو ا.ت»...

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۹۰ | وقتی آت رفت....

چند پارتی

TEN YEARS OLD LOVE ⁴عاقلانه بود؟ باید بهش اعتماد میکردم؟ چطو...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

★دوست بچگی...p³(*چند روز بعد*)_"رااون مدیر میخواد ببینتت"در ...

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط