ادامه ....

ادامه ....



دفعه يه حس اینکه خيلي بدي بهم دادن.. نکنه چندمین زنیم که وارد این خونه شده.. قلبم بي قرار و اشفته شد.. اینکارو با چند نفر کرده؟
خداي من.. من وارد چه خونه اي شدم؟ این مرد کیه؟ چه کارایی کرده؟ چه کارایی از دستش برمیاد؟ تا حالا چند نفر جاي من اينجا بودن؟
مال هرکی هست حق ندارم بهشون دست بزنم. لباسهاي خودم رو دراوردم و روي رخت اویزا آویزون کردم. اصلا قابل مقایسه با اون لباسا نبود..
تو اینه به خودم نگاه کردم. هه .. تو لباس سفید عروسم.
قشنگ بود . اما نه براي من و تو موقعيت من. با بغض به زور دستمو بردم پشتم و زیپ لباسم رو کشیدم و بازش کردم و درش آوردم..
زل زدم بهش و نفسم رو خيلي شديد بيرون دادم. با بغض اویزونش کردم تو کمد که در اتاق باز شد.. وحشت زده در کمد رو کشیدم جلوم و داد زدم
الا : برو بیرون یه دفعه و تند در رو بست و سریع گفت
جیمین : ببخشید...ببخشید. داد زدم در بزن از امروز همیشه در بزن..
عصبي
اشكم جاري شد و درمونده گفتم
الا ؛ باید همیشه در بزني.. کلافه گفت
جیمین : خیله خوب.. خواستم شوفاژ اتاق رو روشن کنم...
و تلخ گفت ..
جیمین: انگار هر دومون باید به وجود هم عادت

شرط پارت بعدی ... ۶۰ لایک ۴۰ کامنت
دیدگاه ها (۴۸)

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

چند پارتی

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_82سعی کردم بیخیال فکر خیال ه...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_22 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄حس ...

پارت چهارهم ویو الا همون زمانی که جونگکوک و ات باهم بودن لار...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط