رفتـه بودم حـموم...کسی خونه نبود

رفتـه بودم حـموم...کسی خونه نبود
طبق عادتم بعد حموم داد زدم ماماااان حوله...
مامانم حوله رو دادو رفت...
بعد که اومـدم بیرون خشکـم زد...
تازه یادم اومد کسی خونه نبـود...
ادمـین‍: #دارنـ
دیدگاه ها (۳۱)

به ۳۰تا برسونید تا امشب۶تا پارت بزارم

[چند پارتی]

پارت ۲۴

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

بریم برای پارت گذاری بیب ها؟🧸بزن بریم هوراااااویو«ا/ت»با صدا...

به زیباییه مشکی

رمان عشق ممنوع

عشق خیانت انتقام

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط