{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهار، کوچه ، شقایق، درخت، آینه ، آب

بهار، کوچه ، شقایق، درخت، آینه ، آب
قلم، هوای تو، دفترچه، چایخانه، کتاب
و عطر چای شمالی و توت خشک شده
که گشته است هم آغوش با صدای رباب
من از کنار خیال تو لحظه هایم را
به پیش می برم اکنون تا دریچه ی خواب
و خواب و خواب که کار تمام وقت من است
کشیده باز تمام مرا به پای سراب
و چشمهای تو انگار نقش می بندند
شبیه خوشه ی نوری درون چشمه ی خواب

/ سعید
دیدگاه ها (۴)

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

007-پنهان در مه - پارت ۷۴

عطرت از سمتِ باغچه‌ها همچونبادِ خشکِ‌ جنوبی برصورت‌ام می‌وزد...

اگهان آمدی به خلوتِ من، تا به خود آمدم دچار شدمعشق من بودی و...

چشم هایم دوباره می خندد دل سپردن به خواب، شیرین استبا خودم ح...

کاش از پشتِ این دریچه‌ی بسته دستِ کم صدای کسی از کوچه می‌آمد...

🍒🌱دمي درنگ دلم زين شتاب مي‌لرزدچنان حباب كه بر موج آب مي‌لرز...

🍒🌱دمي+درنگ+دلم+زين+شتاب+مي‌لرزدچنان+حباب+كه+بر+موج+آب+مي‌لرز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط