{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مُخَم خالیِه✓

مُخَم خالیِه✓

زیـــرَم قالیه↝
عَـــجب حالیه↦
ســــیگار دَسـتَم
دَر هَـــــــم بَستَم↬
چِـــــــــــت مَستَم↛
نِــــــــــــگام خیره↛
چِـــــــــشام تیره↬
دِلَـــــــــم پیره
مُــــخَم گیره↦
اُتــاق دودی↝
کاشکی بودی
دیدگاه ها (۶)

همین حالا یهوی( ︵_︵)

دلتنگی✘دلتنگییعنی این کهزیر بارونتو خیابوندلت بخواد تو آغوشش...

زخم میزنی✘ چشمهایم را می بندم☆دل می سوزانی....اعتراضی نمی کن...

درد دارد✘ســــــرد رفتــــار کردن ِ"او"یی ...کــــه روزی ......

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران تو حالت بده ....‌به قبر ک...

رمان تهیونگ

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁹ویو: اتدر که بسته شد، چند ثانیه ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۵" در آغوش رویای آبی ات " ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

مهمونیه خطرناک پارت=10ویو ات:چند دقیقه بعد از اینکه کوک رفت ...

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...در ورودی خونه رو باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط