{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+وات آنجل

+وات آنجل
(علامت آنجل با&)
&وای نمیدونی دلم واست چقدر تنگ شده بود
+اره منم خوشحالم که برگشتی
&اره خودمم خوشحالم
( این دوسته صمیمیم آنجله که ۲ ساله پیش از سئول رفتن ولی خب الان برگشتن و من خیلی خوشحالم )
بعد از کلی زر زدن من و آنجل رسیدیم به دانشگاه بعد به یمت کلاسمون رفتیم
&خیلی وقته اینجا نبودم
+از اینجا متنفرم
&وا چرا؟
+بیخیال مهم نیست بیا بریم تو
(بعد از کلاس و پایان دانشگاه)
ائییی اییییی (صدای زنگ گوشی املی)
×سلام امی
+سلام تهیونگ چیه
×خوب میدونی مامان و بابا امروز وقت ندارن نهارم خونه نداریم میای بریم بیرون باهم ناهار بخوریم؟
+آها باشه
×اوکی راستی بیام دنبالت
+انیشتنگ اگه تو نیای عمم بیاد دنبالم؟
×آها هیچی جوابم رو گرفتم
تهیونگ اومد دنبالم و رفتیم رستوران که یهو

به نظرتون چی میشه؟؟
شرط پارت بعد
۳ لایک
۱ کامنت
دیدگاه ها (۲)

داستان زندگی منپارت:20*چجوری؟کجاهمو دیدین؟+توی آمریکا،یروز ک...

True Love⑧ا/تامروز همون پس فردایی بود که لحظه شماری میکردم و...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

فیک تهیونگ

KIM V

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

Iove and the moonPart21جیمین: تمام هم کار ها توجه کن خانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط